پارت ۴۹ ☆
پارت ۴۹ ☆
-میگم آبجی و داداشت هنوز نیومدن ؟
پرهام :خیلی اضافه ام !نمیدونم باید بهشون زنگ بزنم
-نه اضافه کجا بود پرسیدم بدونم اگه ناهار هستی غذا رو بیشتر کنم
پرهام :نه دیگه زحمت نمیدم
توکه زحمت نمیدی اون سینا که میاد زحمت هرچی هست میخوره بدون تعارف !ولی فک کنم تو از خجالت چیزی نخوری
-حالا زنگ بزن بپرس
پرهام :باش راستی رها خانم کجا ؟
-رها رفت دانشگاه
پرهام :آها
اینو گفت و از آشپز خونه زد بیرون
برگرفته از رمان گره ماکانی
-میگم آبجی و داداشت هنوز نیومدن ؟
پرهام :خیلی اضافه ام !نمیدونم باید بهشون زنگ بزنم
-نه اضافه کجا بود پرسیدم بدونم اگه ناهار هستی غذا رو بیشتر کنم
پرهام :نه دیگه زحمت نمیدم
توکه زحمت نمیدی اون سینا که میاد زحمت هرچی هست میخوره بدون تعارف !ولی فک کنم تو از خجالت چیزی نخوری
-حالا زنگ بزن بپرس
پرهام :باش راستی رها خانم کجا ؟
-رها رفت دانشگاه
پرهام :آها
اینو گفت و از آشپز خونه زد بیرون
برگرفته از رمان گره ماکانی
- ۴.۵k
- ۱۸ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط