میخوام چند تا اعتراف بکنم

میخوام چند تا اعتراف بکنم
1 یه بار به یه عروسی دعوت سده بودیم منم با کفش اسپرتی که میرفتم مدرسه رفتم عروسی
2 با این که 13 سالمه هنوز با دختر عمه هام که کلاس اول هستن بازی میکنم
3 وقتی بچه بودم هزار بار از سوپر مارکت دزدی کردم (ولی بعدش مامانم رف پولش رو داد) البته من هنوز هم دزد ماهری هستم
4 وقتی کوچیکتر بودم همه بهم میگفتن تو باید پسر میشدی آخه من همیشه توی جمع پیش پسرا بودم ، اونارو کتک هم میزدم تا حدی که پسر خاله مامانم کابوس من رو میدید.... البته من هنوز هم یکم اینجوری هستم








خوب همینا رو بخونید تا اعترافات بعدی بای
دیدگاه ها (۲۳)

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

چند پارتی جونگ کوک | قرار قلابییک روز خیلی عادی رفتم تا نمای...

وقتی اسپایدرمن بود و تو... ᴘᴀʀᴛ1شاید بگید این ها همش الکی ول...

برده عمارت جئون

𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:9مادرم با آرامش شروع به نوازش کردن من کرد.و با صد...

#تپش.قلب.منPart 1سلام من ات هستم و 22 سالمه⧽⧽⧽ساعت 8 شب بود ...

تک پارتی درخواستی وقتی خانوادش ازت خوششون نمیومد سلام من ات...

سناریو تهیونگ

My lovely neighbor part : ۷۶

رمان دختر خاصبعد از چند ساعت فیلم دیدن و خوردن و خندیدن، هوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط