اومدم با سناریوی تازهههه بلولاک
اومدم با سناریوی تازهههه بلولاک
موضوع: اگه تو دستشویی باشن و ما مثل گاوووو بریم تو دستشویی و اونا رو ببینیم ( نکته: کاراکتر ها شلوارشون پایین بود )
آریو: ( کایزر : چرا اول اون گیس بریده باید باشه ؟ من : چون کراشمه مشکل داری برو بیرون. کایزر: ..... ) خب از شانس خوب برادر موهاش بلند بود و موهاش جلو دیده شدن قمبلیش ( بله همون با.سنشع ) رو گرفته بود و توی عن هم سریع در رو بستی.
رین : رفتی تو و رین رو دیدی.رین تا تورو دید شلنگ رو گرفت تو صورتت و توهم رفتی بیرون.
لورنزو: برادر اسهال بود و ماشاالله یه جوری میگوزید که فهمیدی تو دستشویی عه و نرفتی.
بانی : رفتی تو و کون بانی رو دیدی و گفتی : جونننن چه کو.ن سفیدی دارییییی.
شیدو : برادر تو همون دستشویی گایی...دتت.
سائه : رفتی تو و گفتی : پس برا همینه شیدو همش میکنتت.
ایساگی: رفتی تو برادر یه جیغی کشید تو شاشیدی تو شلوار کردی بابات.
هیوری : مثل ایساگی
یوکیمیا: رفتی تو و جیغی کشید از باربی هم باربی تر.
چیگیری: یه جیغ کشید کر شدی.
بارو : نره خر بهت یاد ندادن در بزنی ؟
ناگی: برادر تو دستشویی خوابیده بود.( هییی حتی وقتی میخواد برینه هم میخوابه )
رئو : نخود خورده بود و رفتی تو از بوی گل هایی که ریده بود خفه شدی.
باچیرا: مثل رئو
خب همین دیگه تا سناریو بعدی خداحافظ
موضوع: اگه تو دستشویی باشن و ما مثل گاوووو بریم تو دستشویی و اونا رو ببینیم ( نکته: کاراکتر ها شلوارشون پایین بود )
آریو: ( کایزر : چرا اول اون گیس بریده باید باشه ؟ من : چون کراشمه مشکل داری برو بیرون. کایزر: ..... ) خب از شانس خوب برادر موهاش بلند بود و موهاش جلو دیده شدن قمبلیش ( بله همون با.سنشع ) رو گرفته بود و توی عن هم سریع در رو بستی.
رین : رفتی تو و رین رو دیدی.رین تا تورو دید شلنگ رو گرفت تو صورتت و توهم رفتی بیرون.
لورنزو: برادر اسهال بود و ماشاالله یه جوری میگوزید که فهمیدی تو دستشویی عه و نرفتی.
بانی : رفتی تو و کون بانی رو دیدی و گفتی : جونننن چه کو.ن سفیدی دارییییی.
شیدو : برادر تو همون دستشویی گایی...دتت.
سائه : رفتی تو و گفتی : پس برا همینه شیدو همش میکنتت.
ایساگی: رفتی تو برادر یه جیغی کشید تو شاشیدی تو شلوار کردی بابات.
هیوری : مثل ایساگی
یوکیمیا: رفتی تو و جیغی کشید از باربی هم باربی تر.
چیگیری: یه جیغ کشید کر شدی.
بارو : نره خر بهت یاد ندادن در بزنی ؟
ناگی: برادر تو دستشویی خوابیده بود.( هییی حتی وقتی میخواد برینه هم میخوابه )
رئو : نخود خورده بود و رفتی تو از بوی گل هایی که ریده بود خفه شدی.
باچیرا: مثل رئو
خب همین دیگه تا سناریو بعدی خداحافظ
- ۵۱۶
- ۰۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط