جامعه
جامعه
کرونا؛ تلنگری بر عقلانیت و غرور انسان
امیر جعفری آزاد | پژوهشگر اجتماعی و دانشجوی دکتری جامعهشناسی
۱۰ اردیبهشت
پیش از اینها واژه “جهانگیر” مخصوص فاتحان و جنگاوران بزرگ بود؛ کسانی همچون اسکندر و داریوش و چنگیز که از شرق و غرب عالم برمیخاستند و سرزمینها را یکی پس از دیگری زیر سم اسبان خود فتح میکردند و پیش میرفتند. ولی این بار، جهانگیر لقب یک پدیده و موجود نادیدنی شده است؛ ویروسی که از شرق دور پدید آمده و بیسروصدا، بدون طبل و شیپور و کرنای جلو تاخته و مرزهای جدیدی از فتوحات را از آسیا و آفریقا تا اروپا و ینگه دنیا را به تسخیر خود درآورده است. این اتفاق در زمانی افتاده که بشر در پیشرفتهترین و مغرورترین حالت خود به سرمیبرد؛ کل طبیعت و عرصه آب و خاک را در کنترل خود دارد، مهیبترین و مخربترین بمبها را ساخته، در عرصه پزشکی به مرزهای عجیبی از دانش نزدیک شده و حتی برنامههایی برای خروج از اتمسفر زمین و تسخیر فضا دارد. این ویروس نشان داد که هنوز طبیعت قدرتهای نهفتهای دارد که انسان هوشمند و مست عقلانیت ابزاری را در مقابل خود به استیصال میکشاند. در واقع این ویروس حامل بحران سراسری جدیدی در بحران انسانیت در عصر جهانیشدن است. اما بازهمچنان و همهجا با این پیچیدگی بهگونهای برخورد میشود که انگار موارد مربوط به آن، مسائل و بخشهایی منفک و جدا از همند. هر دولتی مرزهای ملتش را بر روی خود میبندد، بدون اینکه نقشه و راهکار جدی داشته باشد و نهادهای جهانی که همیشه به قدرت و نفوذ خود غره بودند، دستهایشان را به علامت تسلیم بالا بردهاند و حرفی برای گفتن ندارند.
کرونا برای جهان ما همچون تست جاده سنگلاخ برای یک خودرو بود؛ آزمایشی که بسیاری از کاستیهای جهان دستساخته بشر را آشکار کرد. پیدایش کرونا نشان داد که چقدر جهان بیتوازن و بدقواره رشد کرده توسعه یافته است. این ویروس عمق دهشتناک فقر، نابرابری، بیعدالتی و گسستگی انسانها را آشکار کرد، مرزهای اجتماعی و طبقاتی که انسانها را محصور خود ساخته و آنها از نظر دسترسی به امکانات اولیه زندگی به طبقات دارا و ندار تقسیم کرده است؛ امکانات بیمارستانی، قرنطینههای خاص و ویلایی، تمهیدات رفاهی، امنیت غذایی و کیت تشخیص برای یک عده مهیاست و عدهای دیگر که بخش بزرگ جامعه را شامل میشود، بیبهره از آنها به انتظار سرنوشت مبهم خود نشستهاند. در واقع در طول تاریخ طبقات پایین جامعه بازندگان و قربانیان این نوع بیماریهای هستند و در ماجرای کوید ۱۹ هم کاملا قابل شناسایی است که این بیماری به مرگ گرسنگان و طبقات ضعیف و مستضعف ختم خواهد شد.
این بیماری به نوعی مبدا تاریخ جدیدی برای بسیاری از نسلها خواهد بود. پیش از این اگر از بزرگترها و سالخوردگان ما میپرسیدی مبنای تاریخ زندگیتان چه سالی است، جدیترین حادثه زندگی خودشان را قحطی بزرگ در جنگ جهانی دوم یاد میکردند. دورهای که به دلیل قحطی و بیماریهای واگیردار به روایت دکتر محمدقلی مجد در کتاب “قحطی بزرگ” حدود ۴ میلیون نفر از جمعیت ایران به ک
کرونا؛ تلنگری بر عقلانیت و غرور انسان
امیر جعفری آزاد | پژوهشگر اجتماعی و دانشجوی دکتری جامعهشناسی
۱۰ اردیبهشت
پیش از اینها واژه “جهانگیر” مخصوص فاتحان و جنگاوران بزرگ بود؛ کسانی همچون اسکندر و داریوش و چنگیز که از شرق و غرب عالم برمیخاستند و سرزمینها را یکی پس از دیگری زیر سم اسبان خود فتح میکردند و پیش میرفتند. ولی این بار، جهانگیر لقب یک پدیده و موجود نادیدنی شده است؛ ویروسی که از شرق دور پدید آمده و بیسروصدا، بدون طبل و شیپور و کرنای جلو تاخته و مرزهای جدیدی از فتوحات را از آسیا و آفریقا تا اروپا و ینگه دنیا را به تسخیر خود درآورده است. این اتفاق در زمانی افتاده که بشر در پیشرفتهترین و مغرورترین حالت خود به سرمیبرد؛ کل طبیعت و عرصه آب و خاک را در کنترل خود دارد، مهیبترین و مخربترین بمبها را ساخته، در عرصه پزشکی به مرزهای عجیبی از دانش نزدیک شده و حتی برنامههایی برای خروج از اتمسفر زمین و تسخیر فضا دارد. این ویروس نشان داد که هنوز طبیعت قدرتهای نهفتهای دارد که انسان هوشمند و مست عقلانیت ابزاری را در مقابل خود به استیصال میکشاند. در واقع این ویروس حامل بحران سراسری جدیدی در بحران انسانیت در عصر جهانیشدن است. اما بازهمچنان و همهجا با این پیچیدگی بهگونهای برخورد میشود که انگار موارد مربوط به آن، مسائل و بخشهایی منفک و جدا از همند. هر دولتی مرزهای ملتش را بر روی خود میبندد، بدون اینکه نقشه و راهکار جدی داشته باشد و نهادهای جهانی که همیشه به قدرت و نفوذ خود غره بودند، دستهایشان را به علامت تسلیم بالا بردهاند و حرفی برای گفتن ندارند.
کرونا برای جهان ما همچون تست جاده سنگلاخ برای یک خودرو بود؛ آزمایشی که بسیاری از کاستیهای جهان دستساخته بشر را آشکار کرد. پیدایش کرونا نشان داد که چقدر جهان بیتوازن و بدقواره رشد کرده توسعه یافته است. این ویروس عمق دهشتناک فقر، نابرابری، بیعدالتی و گسستگی انسانها را آشکار کرد، مرزهای اجتماعی و طبقاتی که انسانها را محصور خود ساخته و آنها از نظر دسترسی به امکانات اولیه زندگی به طبقات دارا و ندار تقسیم کرده است؛ امکانات بیمارستانی، قرنطینههای خاص و ویلایی، تمهیدات رفاهی، امنیت غذایی و کیت تشخیص برای یک عده مهیاست و عدهای دیگر که بخش بزرگ جامعه را شامل میشود، بیبهره از آنها به انتظار سرنوشت مبهم خود نشستهاند. در واقع در طول تاریخ طبقات پایین جامعه بازندگان و قربانیان این نوع بیماریهای هستند و در ماجرای کوید ۱۹ هم کاملا قابل شناسایی است که این بیماری به مرگ گرسنگان و طبقات ضعیف و مستضعف ختم خواهد شد.
این بیماری به نوعی مبدا تاریخ جدیدی برای بسیاری از نسلها خواهد بود. پیش از این اگر از بزرگترها و سالخوردگان ما میپرسیدی مبنای تاریخ زندگیتان چه سالی است، جدیترین حادثه زندگی خودشان را قحطی بزرگ در جنگ جهانی دوم یاد میکردند. دورهای که به دلیل قحطی و بیماریهای واگیردار به روایت دکتر محمدقلی مجد در کتاب “قحطی بزرگ” حدود ۴ میلیون نفر از جمعیت ایران به ک
- ۲۹۹
- ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط