جای آن که رعد باشم تا پریشانت کنم

جای آن که رعد باشم تا پریشانت کنم

کاش باران می شدم تا بوسه بارانت کنم

کاش دریا تا در آغوشت بگیرم موج موج

کاش ساحل تا دمی بر سینه مهمانت کنم

تو سراسر سازشی، شوق است آبادم کنی

من سراسر زلزله، بیم است ویرانت کنم

من زمستانم نمی خواهم زمینگیرم شوی

تو بهارانی، نمی خواهم زمستانت کنم

می روی، باشد، ولی ای خوب! پیش از رفتنت

این غزل را هم بخوان شاید پشیمانت کنم...
دیدگاه ها (۵)

جای آن که رعد باشم تا پریشانت کنمکاش باران می شدم تا بوسه با...

جای انکه رعد باشم تا پریشانت کنمکاش باران میشدم تا بوسه بارا...

.جای آن که رعد باشم تا پریشانت کنمکاش باران می شدم تا بوسه ب...

جاےِ آنکه رعد باشم تا پریشانت کنمکاش باران مےشدم تا بوسه بار...

علی عبدالرضایی

عیسی اسدی شاعر تهرانی

فیلم_زیرزمین

💟 هر کی هر کیو #دوست داره بفرسته براش#عشق #عشقولانه #عشق_جان...

هر کی هر کیو #دوست داره بفرسته براش#عشق #عشقولانه #عشق_جان #...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط