بیا گاهی به خودت دروغ بگو

بیا گاهی به خودت دروغ بگو
چند دروغ ساده...
مثل من خوبم، آرامم، خوشحالم...
بیا گاهی اشتباه کن اشتباه بنویس،
خواهر، خواستن، خواهش را بدون " واو " بنویس، ترس را با هر " ط/ت " که دوست داشتی!
بنویس و ببین که آب از آب تکان نمی خورد...
که زندگی راه خودش را می رود...
که چرخ زندگی با اشتباه تو نمی ایستد...
اصلا بیا گاهی خودت را به کوچه علی چپ بزن!
توی کوچه علی چپ قدم بزن...
راه برو!
سوت بزن!
نگو یکبار باختم تعطیل، دیگر بازی نمیکنم
زندگی با این باختن ها، این افتادن ها، زمین خوردن هاست که زندگی می شود!
خطر کن بی پروا، سر چیزهای بزرگ زندگی، کارت، اعتبارت، حتی جانت...
اینهمه احتیاط که چه؟؟؟
که خط نیفتد روی شیشهء دلت؟؟؟
بیا یکبار بی هدف، بی نقشه، بی قطب نما راه بیفت، حتی بی توشه...
برو!
بباز!
نرس!
نترس...
بازی کن...
آنقدر تا چیزی برای باختن نماند!
تا از دست دادن عادت شود و باختن پالایش روح...
باور کن زمین خوردن جزیی از زندگیست!!!
بازی کن...
مردانه زندگی کن!
دیدگاه ها (۵۶)

از یه سنی به بعد سعی کن همهٔ کاراتو مخفیانه و تو سکوت انجام ...

گل خونی پارت  38- چرا من  من بگم تو چرا قبول کردیتهیونگ و شو...

یک هفته گذشت و حقیقت، بالاخره از پشت تمام این دروغ‌ها بیرون ...

پارت ۶(ساعت ⁴:¹⁵ ظهر)«نههههه‌ جونگکوک من کت شلوار نمیپوشم»«ج...

موقعیت: متفاوتی

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:11و رفت بیرون کوک:لباستو...

حرفش با داد اوسامو قطع شد:چی برای خودت داری میگی موری؟داری م...

لبخند قاتلپارت⁴⁰ویو سلیندستم هنوز توی دست جونگ‌کوک بود.هوا س...

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط