شعر : بدتر شد

شعر : بدتر شد
هرچه کردم نشدم از تو جدا، بدتر شد
گفته بودم بزنم قید تو را، بدتر شد

مثلا خواستم این بار موقر باشم
و به جای "تو" بگویم که "شما"، بدتر شد

آسمان وقت قرار من و تو ابری بود
تازه، با رفتن تو وضع هوا بدتر شد

چاره دارو و دوا نیست که حال بد من
بی تو با خوردن دارو و دوا بدتر شد

گفته بودی نزنم حرف دلم را به کسی
زده ام حرف دلم را به خدا، بدتر شد

روی فرش دل من جوهری از عشق تو ریخت
آمدم پاک کنم عشق تو را، بدتر شد
دیدگاه ها (۲)

میدونی چرا بارون از پشت شیشه قشنگ تره چون بدون اینکه خیس بشی...

خه‌خه به نام ایزد آن روی کیست یاربآن سحر چشم و آن رخ آن زلف ...

ای غارت عشق تو جهانهابر باد غم تو خان و مانهاشد بر سر کوی لا...

جانا به جان رسید ز عشق تو کار مادردا که نیستت خبر از روزگار ...

روی فرش دلم جوهری از عشق تو ریختآمدم پاک کنمعشق تو بدترشد......

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐(پـ꩜ـارت بـیــׄ ...

-gambling- -p¹⁰-

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط