Part 27
Part 27
√پس چرا جفتتون اینقد عجیب رفتار میکنید
_عجیب؟...نه بابا...فقط نصفه شبه...مغزمون از کار افتاده...
=بابا...من خوابم میاد....
+میخوای روی تخت بخوابی؟
√نه...میخوایم بریم...از پرواز جا میمونیم...فقط اومدیم برای آخرین بار همو ببینیم....
+هرجور راحتی....
√فقط نااون من هرچی گشتم نتونستم بالش خوب برای ته سوک بردارم....میشه یکی بهمون قرض بدی؟؟
+ا.....باشه...میرم کمدو بگردم...
پسر کوچولو سرشو روی پای باباش گذاشت و خوابش برد...
√جونگکوک گوش کن...من خیلی تحقیق کردم...داروی بچه دار نشدن نااون فقط توی یک کشور تولید میشه که اونم بیرون صادر نمیشه...باید ببریش اونجا تا بتونه درمان شه....من میدونم جفتتون بچه میخواین اما بهش سخت نگیر....میدونی دست اون نیست که...
کوک که یه کلمه از حرفاشو نشنیده بود سرشو تکون دادو لبخند مصنوعی ای زد...
_آآآ.....اوکی....ممنون
√خواهش میکنم....
توی این دنیا فقط نااون برام مونده و ته سوک...امیدوارم به هرچی میخوان برسن...
_میرسن.....مطمئنم....
+خوابش برد؟ساعت چند پرواز دارید؟
√چهار......ما دیگه میریم...
+اینم بالش...
√ممنون....
مرد پسرشو بغل کردو سمت در رفت....
+مراقب باشید...
√تو ام همینطور...دختر خوبی باش
+(درو پشت سرم بستمو نشستم پشت در...
+حالا چیکار کنیم؟....
اومد کنارمو دستمو توی دستش گرفت...
_تو هیچ ربطی به این قضیه نداری...اصن هیچی نمیدونی...اگر وقتی من نبودم اومدن دم در طوری رفتار کن که انگار از هیچی خبر نداری
+کوک...
_؟؟
+بیا از اینجا بریم...تا آفتاب بزنه همه میریزن اینجا
√پس چرا جفتتون اینقد عجیب رفتار میکنید
_عجیب؟...نه بابا...فقط نصفه شبه...مغزمون از کار افتاده...
=بابا...من خوابم میاد....
+میخوای روی تخت بخوابی؟
√نه...میخوایم بریم...از پرواز جا میمونیم...فقط اومدیم برای آخرین بار همو ببینیم....
+هرجور راحتی....
√فقط نااون من هرچی گشتم نتونستم بالش خوب برای ته سوک بردارم....میشه یکی بهمون قرض بدی؟؟
+ا.....باشه...میرم کمدو بگردم...
پسر کوچولو سرشو روی پای باباش گذاشت و خوابش برد...
√جونگکوک گوش کن...من خیلی تحقیق کردم...داروی بچه دار نشدن نااون فقط توی یک کشور تولید میشه که اونم بیرون صادر نمیشه...باید ببریش اونجا تا بتونه درمان شه....من میدونم جفتتون بچه میخواین اما بهش سخت نگیر....میدونی دست اون نیست که...
کوک که یه کلمه از حرفاشو نشنیده بود سرشو تکون دادو لبخند مصنوعی ای زد...
_آآآ.....اوکی....ممنون
√خواهش میکنم....
توی این دنیا فقط نااون برام مونده و ته سوک...امیدوارم به هرچی میخوان برسن...
_میرسن.....مطمئنم....
+خوابش برد؟ساعت چند پرواز دارید؟
√چهار......ما دیگه میریم...
+اینم بالش...
√ممنون....
مرد پسرشو بغل کردو سمت در رفت....
+مراقب باشید...
√تو ام همینطور...دختر خوبی باش
+(درو پشت سرم بستمو نشستم پشت در...
+حالا چیکار کنیم؟....
اومد کنارمو دستمو توی دستش گرفت...
_تو هیچ ربطی به این قضیه نداری...اصن هیچی نمیدونی...اگر وقتی من نبودم اومدن دم در طوری رفتار کن که انگار از هیچی خبر نداری
+کوک...
_؟؟
+بیا از اینجا بریم...تا آفتاب بزنه همه میریزن اینجا
- ۱.۹k
- ۳۰ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط