آن دمی که خیمه ها آتش گرفت و آب شد

‎آن دمی که خیمه ها آتش گرفت و آب شد
‎تازیانه بر یتمیمان حرم هم باب شد .
‎دست در دست رقیه گوشه ی دشت بلا
‎باقر آل عبا گریان بر ارباب شد
.
‎شاعر علی اصغر یزدی
═══✼❉❉✼═══┅
دیدگاه ها (۱)

چشام پرازاشکِ دلم مسافر شدعالم عزادارِامام باقر شد...

وقتی تَرَک تاوان صحرا های گلگون استمانند ماهی ها دلم از تشنگ...

شب دومادیِ فاتح خیبر شدهنو عروس آقا حضرت کوثر شدههمه بگین ما...

روشن‏ترین تلاقی آیینه و آب، در آوازهای روشن شهر زمزمه می‏شود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط