🐿
🐿
[۱۰:۲۹ ~ ۱۰:۳۱ به وقت نیویورک]
جداً، تا روز اجرا گلوم درد میکرد
و تقریباً ۳-۴ روز پشت سر هم سرم زدم
اما خوشبختانه ما آهنگها و پارت ها رو با اعضا تقسیم کردیم، بنابراین تونستم همه چیز رو خوب به پایان برسونم
خیلی خوشحال بودم که بعد از مدتها اجرا کردم
اما الان که تموم شد، حالم کمی بهتر شده هو هو، چه آرامشی
•استیکر•
آآآ، جداً، حالا میشه زندگی کرد چون حالم بهتر شده هو
راستش، برام سخت بود چون حتی حرف زدن هم برام دشوار بود ㅜㅜ
اما خوشبختانه الان حالم بهتر شده
•استیکر•
و حالا باید برم پیش ریچارد هی هی
•استیکر•
توی کره میبینمتون
[۱۰:۲۹ ~ ۱۰:۳۱ به وقت نیویورک]
جداً، تا روز اجرا گلوم درد میکرد
و تقریباً ۳-۴ روز پشت سر هم سرم زدم
اما خوشبختانه ما آهنگها و پارت ها رو با اعضا تقسیم کردیم، بنابراین تونستم همه چیز رو خوب به پایان برسونم
خیلی خوشحال بودم که بعد از مدتها اجرا کردم
اما الان که تموم شد، حالم کمی بهتر شده هو هو، چه آرامشی
•استیکر•
آآآ، جداً، حالا میشه زندگی کرد چون حالم بهتر شده هو
راستش، برام سخت بود چون حتی حرف زدن هم برام دشوار بود ㅜㅜ
اما خوشبختانه الان حالم بهتر شده
•استیکر•
و حالا باید برم پیش ریچارد هی هی
•استیکر•
توی کره میبینمتون
- ۲۹۷
- ۱۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط