بزن باران بزن دیوانه ام کن

بزن باران بزن دیوانه ام کن
بزن باران بزن ویرانه ام کن
بزن باران که احساسم کند درد
بزن باران بزن نم نم ولی سرد
بزن باران که چترم را باد برده
بزن باران بزن عشقم مرا از یاد برده
بزن باران که ناودانها بخوانند یکصدا اواز شرشر
بزن باران بزن گم کرده ام راز تظاهر
بزن باران که خاک کوچه ها را غم گرفته
بزن باران که بازم رد پاها را غم گرفته
بزن باران بزن این دم کمی لب خنده باشم
بزن باران که داند بیت بعدی زنده باشم؟؟؟
دیدگاه ها (۸)

اسم زیبایت قرارش بین این اشعار نیستقلب تو درگیر اما مثل من ب...

منم زخمی ترین عاشق،تویی تنها پرستارمبه شوق با تو بودن ها تما...

بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنت؛ سخت دلتنگم برای اخم و دعو...

گفتم ای فال فروشلای این بسته ی فال«مژده ای دل که مسیحا نفسی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط