وی نفسهای لبت جان و دلم وا می کند / اما نمی دانم چرا امرو

وی نفسهای لبت جان و دلم وا می کند / اما نمی دانم چرا امروز و فردا می کند
با بودنت کنار من ، غم های عالم می رود / فکر تو در این قلب من هر لحظه غوغا می کند
دیدگاه ها (۱)

گیریِ فاصله ” مــتــر ” نیست ؛” اشـــــــــــتـــیــــاق ” ا...

هیچ اِتفاقی فَراموش نِمیشهبالاخَره یه روز تو یه خیابونیا وسَ...

تو به احساست بیاموز نفس نکشدهوای دل ها آلودست اینجافاصله یک ...

شب‌ها که دلتنگی‌ام به اوج می‌رسد، سرم را رو به آسمان می‌گیرم...

انسان آهسته آهسته عقب‌نشینی میکند،هیچکس یکباره معتاد نمی‌شود...

دلم میسوزه برای اون سطلیا که به خاطر اون چاهزاده خودشونو از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط