می‌نشینم روی پایت تا تو را شیدا کنم

می‌نشینم روی پایت تا تو را شیدا کنم
تا که شاید من رگ خواب تو را پیدا کنم

می‌نهم لب را به لب‌هایت مگر رسوا شوی
تا که شاید لحظه‌ای با بوسه‌ای اغوا شوی

می‌گشایم لب به زیر گوش تو با دلبری
تا که شاید چشم خود بندی به روی دیگری

می‌خرامم نرم و نازک سوی آغوشت چو مار
تا که شاید از کفت گیرم عنان و اختیار

تو ولی با چیرگی من را به زانو می‌نهی
دست سرد خود به دست گرم و داغم می‌دهی

با لوندی گونه‌ی من را نوازش می‌کنی
با نگاهت بوسه‌ای تبدار، خواهش می‌کنی

می‌خزم آهسته در آغوش پر آرامشت
من اجابت می‌کنم در لحظه امر و خواهشت

با همین بوسیدن اغوا می‌شود اندام تو
با همین بوسیدن اینگاری شدم من رام تو.....
دیدگاه ها (۲)

پدرخوانده²p⁵جونگکوک مات و مبهوت به ا.ت خیره موند. انگار یه س...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۵✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

ادامه پارت ۲۵

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

#مافیا_عزیز_من#Part۳۰آخرین تیکه‌های کیک شکلاتی هم با لذت تما...

پارت ۳۱

درخواستی

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

#in_your_eyespart_9۴ویو کایلاشب شده بودبعد انجام کارام رفتم ...

گاهی فکر می‌کنم بعضی آدم‌ها بی‌خبر وارد زندگی آدم میشن و بعد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط