این اولین و اخرین ترانه مسافره
این اولین و اخرین ترانه مسافره
یه سایه از یه حادثه است
یه هق هق از یه خاطره
فاجعه بود رفتن تو
بغض سکوتم و شکست
جغدِ سیاه قصه ها رو بوم خونمون نشست
هرگز نخواه بخندم و با قصه هم بازی بشم
باور کنم نیستی دیگه
به مرگ تو راضی بشم
اون دستایی که تورو برد هرگز شکستمُ ندید
فاصله ها زیاد شدند دستام به دستام نرسید
این سنگ قبر رو سرت طعنه به اشکام میزنه
کاش تو بودی من نبودم این آخرین حرفِ منه
تو زیر خاک رفتی ولی من اینجا پوسیده شدم
برای برگشتنِ تو می گذرم از جونِ خودم
کی فکر میکرد یه روزی من همدمِ خاکِ تو بشم
تو قول بده بیای پیشم هر چی بخوای همون میشم
به رسم خاک و آب و یاد فرستادمش به دستِ باد
مسافرم سفر بخیر بهشت مبارکِ تو باد
سنگ پایانش را پذیرا باش
آنگاه که سجده بر خاکِ تو میزنم
آنگاه که حجمِ خاک دیواری است بینِ بودن و نبودن
اضطرابم را پذیرا باش
آنگاه که پر می کشم تا آسمانِ تو
آنگاه که حجم خاک جسمم را گرو می گیرد
تا بداند که در آغوشِ تو آرامش می گیرم
سقوطم را پذیرا باش
که نیاموختیم هر فرازی است را فرودی است
آری جای خالی است
و تنها کلامم بعد از تو باز هم باز هم تنهاییست
یه سایه از یه حادثه است
یه هق هق از یه خاطره
فاجعه بود رفتن تو
بغض سکوتم و شکست
جغدِ سیاه قصه ها رو بوم خونمون نشست
هرگز نخواه بخندم و با قصه هم بازی بشم
باور کنم نیستی دیگه
به مرگ تو راضی بشم
اون دستایی که تورو برد هرگز شکستمُ ندید
فاصله ها زیاد شدند دستام به دستام نرسید
این سنگ قبر رو سرت طعنه به اشکام میزنه
کاش تو بودی من نبودم این آخرین حرفِ منه
تو زیر خاک رفتی ولی من اینجا پوسیده شدم
برای برگشتنِ تو می گذرم از جونِ خودم
کی فکر میکرد یه روزی من همدمِ خاکِ تو بشم
تو قول بده بیای پیشم هر چی بخوای همون میشم
به رسم خاک و آب و یاد فرستادمش به دستِ باد
مسافرم سفر بخیر بهشت مبارکِ تو باد
سنگ پایانش را پذیرا باش
آنگاه که سجده بر خاکِ تو میزنم
آنگاه که حجمِ خاک دیواری است بینِ بودن و نبودن
اضطرابم را پذیرا باش
آنگاه که پر می کشم تا آسمانِ تو
آنگاه که حجم خاک جسمم را گرو می گیرد
تا بداند که در آغوشِ تو آرامش می گیرم
سقوطم را پذیرا باش
که نیاموختیم هر فرازی است را فرودی است
آری جای خالی است
و تنها کلامم بعد از تو باز هم باز هم تنهاییست
- ۱.۷k
- ۰۳ مرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط