آسمون عاشق گل بود ؛ گریه می ڪرد گل بخنده 🙂🤍

آسمون عاشق گل بود ؛ گریه می ڪرد گل بخنده 🙂🤍
دیدگاه ها (۰)

گ‍‌اه‍‌ی ان‍‌ق‍‌در ی‍‌ه‍‌و ح‍‌ال‍‌ت ب‍‌د م‍‌ی‍‌ش‍‌ه ک‍‌ه ف‍‌...

#قَھقَہِ ھایَش غَرق دَر #بُغضُ، اِلتِماس بود...!-

تا سرت به آدم نخوره سنگ نمیشه...!

شب زهرمارم رو کی میتونه #عسل کنه !؟

هر وقت سولی دوباره بخنده؛می بخشمت

...

جوری که سعی میکرد بخاطر آرمی ها گریه نکنه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط