سناریو اسکیز

سناریو اسکیز
موضوع: اولین ملاقات
پارت۲
☆☆☆☆☆☆☆☆★☆☆☆☆☆★☆☆☆☆☆★☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
جیسونگ:
جیسونگ داشت داخل داخل باغ وحش راه می‌رفت و به حیوانات نگاه میکرد،
به خرگوش ها،طاووس ها،پلنگ ها و شیر ها.
وقتی به قسمت شیر ها رسید شیر ها همه بیدار بودن و در اطراف راه میرفتن.
همه ی آنها خشمگین به نظر میرسیدند،.شاید به خاطر این بود که گشنشون بود.
(نویسنده: گشنگی بد دردیه T^T)
مسئول غذا های شیر ها وارد جایگاه شیر ها شد و محتاطانه غذا ی آنها را روی زمین ریخت.
"ولی کی فکر میکرد که در بسته نبود!"
یک بچه ی کوچولو با چشم های سبز و مو های طلایی با پیراهن صورتی و کفش های قرمز وارد جایگاه شیر ها شد و یک گوشه پناه گرفت تا مسئول غذا او را نبیند،
مسئول غذا به سمت بیرون از جایگاه رفت و در را قفل کرد،دختر کوچولو از پنهان کردن خود دست کشید و به سمت شیر ها دوید. همه با شوک به آنها نگاه میکردند،
جیسونگ وقتی صحنه رو درد از بالا ی حصار ها پرید و به سمت دختر کوچولو رفت.
دختر کوچولو از ترس نمی‌توانست تکان بخورد،
(بدبختتتتت تو که میترسی چرا رفتیییییی)
جیسونگ سریع دختر کوچولو رو بغل کرد و به به سمت بیرون رفتن و از بالای حصار ها پریدند
دختر کوچولو گریه کنان به سمت یک دختر خیلی جوون دوید.
دختر به سمت جیسونگ رفتم و تعظیم کرد.
دختر: ممنونم،واقعا ممنونم که خواهرم رو نجات دادید *گریه*
جیسونگ: من کاری نکردم *معظب*
دختر: میشه لطفا اسمتون رو بدونم؟
جیسونگ: هان جیسونگ
دختر: منم ا.ت هستم.کیم ا.ت و این خواهرم ا.خ کیم
(ا.خ یعنی اسم خواهرتون)

فلیکس:
فلیکس داخل شو ی لویی ویتون بود. وقتی که از ماشین پیاده شد فن ها جیغ می‌کشیدند و یک صدا اسم اون رو فریاد میزندند،
فلیکس به آنها لبخند زد و دست تکون داد و بعد از کمی عکس برداری وارد ساختمان شد.
او در ردیف اول در کنار چند نفر دیگر نشست. همه با همدیگه داشتند حرف می‌زدند که ناگهان نور سالن خاموش شد و شو آغاز شد.
همه با دقت به لباس های مدل ها نگاه میکردند،بعضی عجیب و بعضی زیبا بودند،
بعضی ها هم خنده دار بود،ناگهان نوبت به یک نفر رسیده بود
کلاهی که با خط بزرگ فلیکس رویش نوشته شده بود و با لباس طرح فلیکس و کلاااا همه چیز فلیکس وارد شد،همه می‌خواستند بخندند ولی تمیتوانستند برای همین صورت هایشان قرمز شده بود.
بعد از اتمام شو مهمان ها رفتند و سفیر های لویی ویتون وارد پشت صحنه شدند.
مدل ها به شکل یک صف وایسادند،سفیر ها دونه به دونه از آنها تشکر میکردند و از آنها تعریف.
وقتی نوبت فلیکس شد که با مدل طرح فلیکس حرف بزند، نزدیک بود از خنده قش کند ولی خنده ی خود را نگه داشت.
(معلومه،اینقدر اجراهای جی وای پی رو دیده یاد گرفته خندش رو کنترل کنه)
فلیکس: چه لباس زیبایی،تمامش منم
مدل؛ متاسفانه طراح اینقدر دوست داره همه لباساش فلیکسیه
فلیکس: چه خنده دار*یک خنده ی ریزی کرد*اسمت چیه؟
مدل؛ ا.ت کیم
فلیکس: منم...
ا.ت:طراح جد و آبادت رو بهم گفته نیازی به معرفی نیست

سونگمین:
سونگمین داخل ورزشگاه بود و مسابقه ی بیسبال رو داشت تماشا میکرد،
بعد از اتمام بازی یکی از بازیکن ها ۲ توپ رو به سمت بالا گرفت و گفت
بازیکن: هرکسی که ۱ توپ رو بگیره من به او امضا میدهم
*بازیکن توپ ها رو پرتاپ کرد اما فقط دو نفر تونستند آن توپ ها رو بگیرن
سونگمین و یک دختر دیگه
آن دو به پشت صحنه رفتند تا امضا بگیرند
بازیکن به سونگیمن امضا داد و وقتی نوبت به دختره رسید گفت
بازیکن: قبلا دیده بودمت؟
دختر: داداششششششششس
(خواهر برادر از آب درومدن😂)
بازیکن: خره میتونستی تو خونه هم ازم امضا بگیری
دختره: همین که هست،اون وامونده رو امضا کن ببینم چلغوز
*بازیکن برگه رو امضا میکنه*
بازیکن: خر
دختر: اشغال
سونگمین: بسههههههه
دختره: خفهههه
سونگمین: اصلا تو میدونی کی هستم؟
دختر: انسانی
سونگمین: من کیم سونگمینمممممم
دختره: اها منم کیم ا.تم

جونگین:

جونگین امروز رفته بود کافه.
گارسون به سمت اون اومد.
گارسون: چی میفرمایید؟
جونگین: قهوه با کمی چیز کیک
گارسون: فقط چایی مونده با بیسکوئیت مادر
جونگین: اشکالی نداره همونم خوبه
*گارسون رفت چایی یا بیسکوئیت رو برای جونگین اورد*
جونگین: ممنون
گارسون: اهممممم
جونگین: ها؟
گارسون: گفتم اهمممم
جونگین: اها یادم اومد*پول رو داد*بفرما
گارسون: پول نقد قبول نمی‌کنیم*دستگاه پز رو از ناکجا آباد موعود اورد*
جونگین: باشه بابااااا*کارت کشید*
گارسون: یانگ جونگین،هومم اسم قشنگیه
جونگین: مگه اسم خودت چیه؟
گارسون: ا.ت کیم
دیدگاه ها (۷)

سناریو درخواستی هیونگ لاین موضوع: وقتی به عنوان دوست دخترشون...

سناریو درخواستیمکنه لاینوقتی به عنوان دوست دخترشون برای البو...

سناریو اسکیزموضوع: اولین ملاقاتپارت ۱☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆چان:داخل با...

نظر اجباری!

نام: قرارداد نفرتPart:⁴⁸چند دقیقه بعد، ا/ت و جونگکوک دوباره ...

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

true love①⑥شش ماه بعدا/تشش ماه هست خبری از تهیونگ ندارم... ا...

نام:قرارداد نفرتpart:⁴²هانا گفت:«چون مهمونیه دیگه.»ا/ت سرش ر...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۳ صبح روز بعد، جونگین وارد مدرسه شد.ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط