چند پارتی درخواستی

چند پارتی درخواستی
پارت ۴






ا/ت . لعنتی با ونا چیکار داری ؟ ولشون کن ( بلند
کوک. نوچ ... تازه بازی شروع شده خانم پلیسه..
ا/ت . تو رو خدا هر کاری بگی میکنم فقط کاری بهشون نداشته باش
کوک . وقتی به قصد خیانت پاتو تو باند من گذاشتی باید به فکر اینجاش هم می بودی
ا/ت . نه ... نه ... ترو خدا.... هر کاری بگی میکنم فقط به پدر و مادرم کاری نداشته باش ... منو بکش ولی به خانواده ام کاری نداشته باش
کوک . به زودی میکشمت نگران نباش ...
اسنادی که از باندم برداشتی کدوم گوری بردی ؟
ا/ت . تو اداره اس تو اتاقم ..
کوک . اسناد و واسم میاری پلمپ باندم باز میکنی افرادمو آزاد میکنی اگر نه باید با پدر و مادرت خداحافظی کنی...
ا/ت . ولی من نمیتونم ...
کوک . خیل خوب... پس با پدر و مادرت خداحافظی کن .. بعدشم نوبت خودته...
ا/ت . نههه... باشه .. باشه... فقط ولشون کن ..
کوک . بلند شو ...‌همین الان میری و کارایی که گفتم و میکنی ... یادت باشه اگه کوچک ترین اشتباهی بکنی همون لحظه خانوادت به دریار باقی میرن ... درست مثل افراد بی عرضه ات..
ا/ت . باشه .. ( سریع بلند شدم و رفتم بیرون سوار ماشین شدم و با سرعت رانندگی میکردم و تو کل مسیر به خودم لعنت می فرستادم که این پرونده رو قبول کرده بودم ...
حالا چجوری همین این کار ها رو بکنم .؟
همه ون افرادی که مردن رو چی ؟
واییی خاک تو سرت ا/ت ... خاکککک ..
ویو اداره پلیس
ا/ت . به سرعت وارد اتاقم شوم و پرونده ها رو برداشتم و بردم گذاشتم تو ماشین و بعد رفتم اتاق دست یارم میکا که قرار بود حکم جَلو و پلمپ باند جئون رو بگیره ..
ا/ت . میکا.. حکم هایی که بهت گفتم رو گرفتی ؟ ( نفس نفس میزد
میکا . سلام ... بله سروان گرفتم ...‌ منتظر بودم بیایین تا حکم ها رو بهتون بدم ..
ا/ت . بده من حکما رو ...
میکا. بفرمائید.. سروان چیزی شده؟ خیلی نگران به نظر می رسید.. ( تعجب
ا/ت . نه چیزی نبست... ون زندانی هایی که آورده بودیم از باند جئون چی ؟ وند کجان ؟
میکا . ونا منتقل شدن به بخش اصلی و فردا حکم هاشون میاد ،... چطور مگه؟
ا/ت . هیچی.. ( بدبخت شدم ) .. سریع ومد بیرون و سوار ماشینش شد و با آخرین سرعت رانندگی میکرد طوری که دوبار نزدیک بود تصادف کنه ....
ا/ت خیلی استرس داشت چون وقتی تو باند جئون بود میدید که اگه چیزی خلاف میلش باشه یا دستوری اجرا نشه چی میشه و الان که افراد و فرمانده های جئون فردا حکم داشتن و به بخش اصلی منتقل شده بودن هیچ کاری از دستش بر نمیود....
ویو خرابه
ا/ت . وارد خرابه شدم .. ( جئون... کجایی ؟ گیج به اطرافش نگاه میکرد
کوک . پشت سرت ..
ا/ت .‌سریع برگشت سمتش
کوک . چه زود برگشتی ( پوزخند تمسخر آمیز
ا/ت . این اسنادی که از باندت برداشتم و اینم حکم جَلو اموالته که تازه امروز ومد بود اینم حکم پلمپ بانده چون من ریس پرونده بودم خودم باید باند رو پلمپ میکردم برای همین افرادم تا حالا کاری نکردن ... حالا خانواده ام رو ول کن ..
کوک . افرادم ؟
ا/ت . جئون لطفا یکم منطقی باش ... ونا به بخش اصلی منتقل شدن فردا باید بزن دادگاه من هیچ کاری نمیتونم بکنم ...
کوک . پس حسابمو با یکی شون تسویه میکنم ... کدوم رو بکشم ؟






ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۲)

ONLY MINE PART 39جینو . خاله؟... ( آروم رفت سمت میرا میرا. ...

سناریو بی تی اس وقتی داری جلوش با بقیه لاس میزنی ( به عنوان ...

چند پارتی درخواستی پارت ۳ا/ت . با ترس به شیشه ماشین نگاه میک...

استوری / درخواستی

چند پارتی درخواستی پارت ۲جاهیون( همکار ا/ت ) . مگه میشه ؟ من...

ONLY MINE PART 26اسلاید ۱ و ۲ باند سو چانگ هواسلاید سوم. وس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط