انسانیت در من میمیرد
انسانیت در من میمیرد...
وقتـے مادری کنار امام زاده جوراب میفروشد...
انسانیت نابود میشود...
وقتـے خواهری پشت خط عابر پیاده اسفند دود میکند.....
انسانیت معنایی ندارد ......
وقتـے پدری روی برگشت ب خانه را ندارد...
انسانیت گم میشود ...
وقتـے برادری از فقر کلیه اش را میفروشد...
و ما فقط انسان هایـے هستیم که ب وسعت دیدمان انسانیت را جار میزنیم!
وقتـے مادری کنار امام زاده جوراب میفروشد...
انسانیت نابود میشود...
وقتـے خواهری پشت خط عابر پیاده اسفند دود میکند.....
انسانیت معنایی ندارد ......
وقتـے پدری روی برگشت ب خانه را ندارد...
انسانیت گم میشود ...
وقتـے برادری از فقر کلیه اش را میفروشد...
و ما فقط انسان هایـے هستیم که ب وسعت دیدمان انسانیت را جار میزنیم!
- ۱.۸k
- ۱۶ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط