ببار باران فدای سرت که با هر قطره ات یادش دیوانه ام میکند

ببار باران فدای سرت که با هر قطره ات یادش دیوانه ام میکند ...فدای سرت که دلتنگی امانم نمیدهد !

تو ببار...
من دیگر آب از سرم گذشته باران
دیدگاه ها (۷)

من دلم گرفتهِ آنقدر زیاد ،که تکانِ شانه هایم را نمیبینم دگر،...

من گمان میکردمرفتنش ممکن نیست!رفتنش ممکن شدباورش ممکن نیست!

اگر دل بستی محکم نبند...او میرود!و تو میمانی با یک گره کور.....

بد بیاری برا وقتیه که ...بد،بی یاری!!!

‏وَ...مي داني؛ دلتنگي يعني:در خوابم باشي و در بیداری ام نه،د...

اینهمه آدما زدن تو سرم معذرت خواهی نکردن فدای سرت حالا توعم ...

نگاهَــم کن ؛هنوز لبخند بر لب دارم .هنوز سکوت را ترجیح میدهم...

✍✍✍تار شد هفت‌آسمان‌ِمن بیا مهتاب کن عکسِ احساس‌ِمرا بر خانه...

پرسه در جنگل... عصر...نسیم خنکی میان درخت‌های باغ می‌وزید.ات...

می‌دانم که تو نیز شب‌هایی را در زندگی‌ات تجربه کرده‌ای که گو...

پرسه در جنگل.... غروب...باران ریزی شروع شده بود.ات کنار پنجر...

پرسه در جنگل... غروب...آسمان کم‌کم نارنجی و بنفش شده بود.ات ...

پاییز در راه استفصلِ شکفتنِ ترنم‌های عاشقانهدر کلبه‌ی شعر و ...

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط