دلارامی که داری دل در او بند*

دلارامی که داری دل در او بند*
دگر چشم از همه عالم فروبند *
دیدگاه ها (۱۲)

چو در روی بیگانه خندید زن * دیگر تو، لاف مردی مزن*

من از عهد آدم تورا دوست دارم*

وقتی رفت گفت: تورا هم بردمبا خوشحالی گقتم: کجا؟ گفت: از یادم...

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد صبح همگی شما بخیر و خوشی باش...

دگر درمان دردش دیر شد دلچه زود از سیر عالم سیر شد دلدل پیران...

دگر درمان دردش دیر شد دلچه زود از سِیْر عالم سیر شد دل..دلِ ...

دگر درمان دردش دیر شد دل .....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط