part.48.

part.48.
جیهوپ..واسه اون ببخشید صب کن اصن چرا وقتی تو توی اتاق لباس نداشته باشه..
_..فک نکنم مشکلی داشته باشه..
+..جیهوپ بسه جونگ کوک شوهرم الانم باهم خوبیم پس برو بیرون خب..
جیهوپ..باشه بابا رفتم ولی بیاین پایین اها راستی سه هو به نامجون گفت دوسش داره خب بای..
رفت بیرون
_..گفت کی به نامجون گفته دوسش داره..
+‌..معلومه سه هو ی مست اَهو یادم رفته بود بهم گفت نزارم نامجونو ببینه وای وقتی سر حال بشه دیونم میکنه..
_.. زندگی همیشه آدمو غافلگیر میکنه ..
+..بریم پایین..
_ .. اوهوم ولی زود برگردیم ادامه ی کارمو بکنم و حواسم هست نگران نباش..
+..خوبه بریم ددی..
_..بیبی بهمون افتخار میدن ؟؟..
دستمو به سمت قلبم نگه داشتم جوری که دستموبیگیره
+..بله با افتخار..
دستشو درو دستم حلقه کرد و درو باز کردم نزدیک بقیه که شدیم صدای نامجون
گفت..اوو جئون جونگ کوک خوش بحالت ..
شوگا..حیف شد..
جین.. چرا چرا چرا..
سه جو و تهیونگم عین ما کنار هم نشسته بودن ما هم نشستیم
_.. جین تو چرا چرا چرا می کنی ها..
جین..من از همتون خوشگل ترم ولی اون سه تا حتی یکیشون عاشق من نشدن الان سه هو شی هم ..
+..سه هو کو ..
سه جو..فک کنم توخواب داره نقشه ی قتلمونو میکشه ..
+..موافقم..
به حرفشون فقط منو تهیونگ خندیدیم
جیهوپ..چرا فقط شما از حرفشون چیزی فهمیدین..
+..اخه این مورد رو ..
سه جو..اگه بفهمه حواسمون نبوده زندون نمی زاره..
نامجون..منظورتون از این موضوع..
+..اوهوم شمایید..
سه جو..میدونست اگه اینجوریه بیاد یه سوطی چیزی میده ..
+..به ما گفت حواسمون باشه نگه ولی من حواسمون به جونگ کوک بود..
سه هو..منم به تهیونگ از نامجون شی یادمون رفت..
جین..فک نکنم چیز مهمی باشه چون همه به کسی که دوسش دارن اعتراف می کنن..
+..نه سه هو هیچ وقت این کارو نمی کنه ..
سه جو..اره دوست نداره کسیو از دست بده بخاطر همین بهش نمیگه..
+..ولی کسایی که براش مهم نیستند میگه که دوسشون نداره راستش این
دیدگاه ها (۰)

Part99

شاید یکی از این متم‌ها اونی باشه که تو دنبالشی......#متن#غمگ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁷ویو: اتچند ساعت گذشته بود، ولی ه...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

سناریو(درخواستی):وقتی بچتون برای اولین بار راه می‌ره :نامجون...

خب باید ی چیزی بهتون بگم💅《از اونجایی که مدرسه ها چهارشنبه‌ ب...

پسر بد (64)

قسمت دوم: فاجعه‌ای به نام صبحانهبعد از نیم ساعت دعوا، تصمیم ...

🖤 عروس مافیا | پارت چهارمساعت ۲ بعدازظهر | عمارت جونگ‌کوکا/ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط