عوض کردم به جایت آب تنگ و خاک گلدان را

عوض کردم به جایت آب تنگ و خاک گلدان را

و جارو می کشم این کوچه ی رو به خیابان را

 

شبیه پنجره هر صبح روی من به تو باز است

نوازش می کنم با بوسه ام گل های ایوان را

 

هوای خانه ام را مه گرفته، قطره های اشک

شبیه آب دریا شور کرده چای فنجان را

 

کجایی تا ببینی پا به پای ام ابر می گرید

به روی سقف خانه می نوازد "باز باران" را

 

نمی دانی چه رنجی می کشم در کنج تنهایی

مگر روزی بخوانی خط به خط دیوار زندان را

 

لبم خشکید از بی مهری و قلبم ترک برداشت

نمی پرسد کسی این روزها حال بیابان را
دیدگاه ها (۱)

انکحتُ... عشق را و تمام بهار را   !زوّجتُ... سیب را و درخت ا...

می خندم اما چشم هایم رنگ غم داردباشم.. نباشم.. واقعا دنیا چه...

# پس زمینه ...

# پس زمینه ...

╭╌┄ Demonic Gate Cathedral┄┉✿┉┄ ۸ حرف او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط