گاهی همینطور که نشسته ام

گاهی همینطور که نشسته ام
فکر میکنم تو با آن چشم ها
چه کسی را نگاه میکنی!
یا...
اصلا کیست که در چشمهای آبی ات غرق میشود این روزها؟
بعد که میبینم ناراحتم میکند این فکرها
بلند میشوم
از پنجره به خیابان نگاه میکنم و
با خود حمیگویم؛
چشمهایش به درک!
با لبهایش چه کار میکند؟
فقط صدا میزند! نه؟
نکند...
کلافه میشوم
از دلتنگی
از حسادت
دست میبرم به شعر
راستی
توی لعنتی چقدر شعر به من بدهکاری که قرار بود معشوقه شان باشی!i
دیدگاه ها (۳)

کلافه ام از دلتنگی...ولی نباید مستقیم توی چشمهایت زل بزنم و ...

مرا در آغوش بگیربی دریغبی منتپر غرورمثل وطن ...وقتی سربازش ر...

هر روز میگویم دوستش دارمهاج و واج نگاهم میکندمی پرسد با بنده...

جانم...بیا به چشم هایمبگذار تو را پشت همه ی پنجره ها ببینمبه...

پارت ۲۰ راز ستارۀ درخشان

سلامممممخوب هستین همه؟[ازمایشگاه سرد]♧فصل اول♧پارت نهم:دیدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط