رفتی و پاهایت مرا از پا در آوردند

رفتی و پاهایت مرا از پا در آوردند
با هر قدم قلب مرا از جا در آوردند

شرمنده ام، بعد از تو خیلی زود موهایم
رخت سیاه ماتم خود را در آوردند

پیشانی ام را خط به خط خواندم در آیینه
نقش تو را از سرنوشت ما در آوردند

صیاد من بودی، ولی صید کسی دیگر
این بار ماهیگیر از دریا درآوردند

این دردها شاید که خود درمان من باشند
شاید که جانم را همین فردا در آوردند

paydar"
دیدگاه ها (۳)

شاهکار زندگی چیست؟ این که در میان مردم زندگی کنی ولی هیچگاه...

وقتی کسی تو راعاشقانـــــــهدوست داردشیوه ی بیان اسم تودر صد...

کاش امشب آخـــــرین شب باشه آخـــــرین خاموشی چشمام آخـــــر...

از باران بی ترانهباز باران بی ترانهباز باران با تمام بی کسی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط