رمان:آقا کوچولو
رمان:آقا کوچولو
پارت:1
لونا: میشه جوری که منو دوست داری
توصیف کنی کوچولوم؟
کای: دوست دارم که رک حرف میزنی، احساساتت رو پنهان نمیکنی و وقتی چیزی ناراحتت میکنه، میخوای دلیلش رو بدونی.
یه وقتهایی هم انقدر ناز میکنی که آدم نمیدونه باید باهات بحث کنه یا فقط به حرفهات گوش بده.
ولی میدونی کدوم قسمتت برام قشنگتره؟ اینکه پشت اون همه شیطنت، یه قلب مهربون داری.
و اگه بخوام تو رو توی یه جمله توصیف کنم:
تو همون دختر دردسرسازی هستی که حتی یه پسر کمحرف رو هم وادار میکنی بیشتر از همیشه حرف بزنه.
حالا دیگه اینقدر لبخند نزن، کوچولو. پرروتر میشی.»
پارت:1
لونا: میشه جوری که منو دوست داری
توصیف کنی کوچولوم؟
کای: دوست دارم که رک حرف میزنی، احساساتت رو پنهان نمیکنی و وقتی چیزی ناراحتت میکنه، میخوای دلیلش رو بدونی.
یه وقتهایی هم انقدر ناز میکنی که آدم نمیدونه باید باهات بحث کنه یا فقط به حرفهات گوش بده.
ولی میدونی کدوم قسمتت برام قشنگتره؟ اینکه پشت اون همه شیطنت، یه قلب مهربون داری.
و اگه بخوام تو رو توی یه جمله توصیف کنم:
تو همون دختر دردسرسازی هستی که حتی یه پسر کمحرف رو هم وادار میکنی بیشتر از همیشه حرف بزنه.
حالا دیگه اینقدر لبخند نزن، کوچولو. پرروتر میشی.»
- ۵۲۶
- ۲۲ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط