دهه۵۰ و ٦٠:

دهه۵۰ و ٦٠:
یعنی بیدار شدن با بوی نفت بخاری نفتی
یعنی بوی نون و پنیر و نارنگی تو کیف
یعنی فوتبال دستی
یعنی مانتو خفاشی با اپل
یعنی توپ دو لایه رنگی پلاستیکی
یعنی آتاری و میکرو
یعنی انباری و بوی سرکه
یعنی شکر ، روغن ، قند کوپنی
یعنی فخر فروختن با کتونی میخی
یعنی ته کلاس و تقسیم لواشک
یعنی کارت صدآفرین
یعنی حسرت یک دقیقه خواب بیشتر تو زمستون
یعنی ادکلن کبرا و ویوا
یعنی تلویزیون سیاه و سفید
یعنی بستنی کیم دوقلو آلاسکا
یعنی آدامس خروس نشان
یعنی بوی آش و کشک تو یه روز بارونی
یعنی چراغ علاءالدین و سیب زمینی
یعنی کوبلن و کاموا
یعنی بازی خط خط و وسطی
یعنی مشقهای زیاد عید
یعنی کپسول بوتان و پرسی
یعنی جوجه رنگی
یعنی نوار کاست
یعنی آلبالو خشکه
یعنی پرش از روی رختخواب و سقوط آزاد با اونا
یعنی تک درخت ته کوچه
یعنی سوختگی نارنجی رنگ بلوز کاموایی
یعنی بوی نم زیرزمین
یعنی نیمکت سه نفره
یعنی چوبین و برانکا
یعنی تیله بازی و هفت سنگ
یعنی عاشق شدن از پس پرده حیا و شرم …

تقدیم به بچه های دهه 50و60
دیدگاه ها (۱۷)

مسافر قدم را ارام برمیدارم شاید مسافرم بیایید شاید صدایی از ...

انتظار تکیه بر دیوار منتظرم در کوچه های بی کسی منتظرم انتظار...

بعضی پسرامستی ...با... هستیشکار ...با... نگارناهار ...با... ...

خخخخخخخخخخ بدبخت مادره چقدر باید تمیز کنه

دهه شصت یعنی...👌یعنی بیدار شدن با بوی نفت بخاری نفتییعنی صف ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط