باید به زندگی عشق ورزید؛ البته نه آنطور که خدا را هم کنا
باید به زندگی عشق ورزید؛ البته نه آنطور که خدا را هم کنار بزنیم! ؛
حجت الاسلام علیرضا پناهیان :
باید به زندگی عشق ورزید؛ منتها ممکن است یک کسی آنقدر به زندگی عشق بورزد که خدا را هم کنار بزند! کمااینکه ممکن است انسان به نماز خودش هم عشق بورزد ولی از خدا غافل شود.
مثلاً وقتی خدا یکبار ما را از سرِ سجاده نماز صدا بزند که برویم فلان کارِ مهمتر را انجام دهیم، بگوییم: «نه! من عشقِ نماز هستم و الان میخواهم نماز بخوانم و به حرف تو گوش نمیکنم!»
مثل ابلیس که عشق نماز بود و به آدم سجده نکرد!
این بد است که انسان یکطوری به زندگی عشق بورزد که از خدا غافل شود و یا اینکه به یک جاهایی از زندگی عشق بورزد که حتی موجب نفرتش از خدا و اولیاء خدا بشود ولی «دوست داشتن اصل زندگی» در یک حد معقول، در یک حد نشاطآور و یک حدی که به انسان بینایی بدهد، یک امر بسیار مطلوب است.
حجت الاسلام علیرضا پناهیان :
باید به زندگی عشق ورزید؛ منتها ممکن است یک کسی آنقدر به زندگی عشق بورزد که خدا را هم کنار بزند! کمااینکه ممکن است انسان به نماز خودش هم عشق بورزد ولی از خدا غافل شود.
مثلاً وقتی خدا یکبار ما را از سرِ سجاده نماز صدا بزند که برویم فلان کارِ مهمتر را انجام دهیم، بگوییم: «نه! من عشقِ نماز هستم و الان میخواهم نماز بخوانم و به حرف تو گوش نمیکنم!»
مثل ابلیس که عشق نماز بود و به آدم سجده نکرد!
این بد است که انسان یکطوری به زندگی عشق بورزد که از خدا غافل شود و یا اینکه به یک جاهایی از زندگی عشق بورزد که حتی موجب نفرتش از خدا و اولیاء خدا بشود ولی «دوست داشتن اصل زندگی» در یک حد معقول، در یک حد نشاطآور و یک حدی که به انسان بینایی بدهد، یک امر بسیار مطلوب است.
- ۵۳۲
- ۰۸ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط