تمـــامِ غــرورم ...

تمـــامِ غــرورم ...

نذرِ آمَـدنت !

«تــــو» فقَط ...

یڪ "جــانم "...

سوغات آور ...

براےِ احســاسم !
دیدگاه ها (۲۴)

رفته بودم میوه فروشی آقای مسنی که از دستهای پینه بسته اش به ...

اللهم اشفی کل مریض بحق مریض کربلاخدایا بحق این ماه رحمت، ماه...

روزها نمی گذرند،ما میگذریماز همو هیچکس سوالی نکردحداکثر سرعت...

میان این همه سنگ دنیا آنکه گوهر می شود!دو خ...

عاشقانه های شبنم

⁨ ⁨ گاهی جانم میرود برای شنیدن جانم گفتن هایت ..🥹✅ صدای تو م...

دوست داشتنِ توشبیه روشن گذاشتنِ چراغی‌ستپشتِ پنجره‌ای دور؛نه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط