گویی زخم خورده ام از تیغ نگاهت... که اینگونه شعرهایم بند

گویی زخم خورده ام از تیغ نگاهت... که اینگونه شعرهایم بند نمی آیند.. مرحم نباش... رحم نکن...
دیدگاه ها (۲)

چنان دق کرده احساسم میان شعر تنهایی.. که حتی گریه های بی اما...

کوتاه می نویسم ...چون ...هر چیزی که طولانی میـشه ..حوصله آدم...

تورا خودم چشم زدم... بس که نوشتمت میان شعرهایم...بی آنکه اسپ...

باز هم شب شد و من ماندم و تکرار غزل....قلمی دست من افتاد به ...

شکست‌ها و نگرانی‌هایت را رها کنخاطراتت رانمی‌گویم دور بریز، ...

آرام آرام آمدی و بر کویر دلم ریشه دواندی وبا باران محبتت زخم...

فشار از جسم عبور کرده و به روح رسیده است.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط