زمستانت را دوست داشتم
زمستانت را دوست داشتم
حتی بیش از رقص رنگین بهار
شاید بیش از رنگ رنگ شدن پاییز
یاحتی بیش از تابش تابستان طلایی
زمستانت را دوس داشتم
برای ان سپیدی روح زمین
برای آن نگاه آیینه وار
بخاطر آن شفافیت زبان بی رنگ نگاه
برای بی ابهام بودن آسمان و هوا
چرا که
آغشته به رنگها نمیشود حرفشان
زلال میشود دل پر برفشان
زمستان بی رنگت را دوست میدارم خدا…
کاش آدمها هم,
بی ابهام بودند , بی رنگ و ریا
زمستانت را دوست میدارم ای خدا…
حتی بیش از رقص رنگین بهار
شاید بیش از رنگ رنگ شدن پاییز
یاحتی بیش از تابش تابستان طلایی
زمستانت را دوس داشتم
برای ان سپیدی روح زمین
برای آن نگاه آیینه وار
بخاطر آن شفافیت زبان بی رنگ نگاه
برای بی ابهام بودن آسمان و هوا
چرا که
آغشته به رنگها نمیشود حرفشان
زلال میشود دل پر برفشان
زمستان بی رنگت را دوست میدارم خدا…
کاش آدمها هم,
بی ابهام بودند , بی رنگ و ریا
زمستانت را دوست میدارم ای خدا…
- ۴۳۶
- ۱۲ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط