شاید آن روز که سهراب نوشت زندگی اجباریست

شاید آن روز که سهراب نوشت زندگی اجباریست
دلش از غصه حزین بود و غمین حال من می گویم
زندگی یک در و دروازه و دیوار که نیست
که نشد بال زد و پرواز کرد زندگی اجبار نیست
زندگی بال و پری دارد و مهربان تر ازمهتاب است
تو عبور خواهی کرد از همان پنجره ها

با همان بال و پر پروانه به همان زیبایی
 
به همان آسانی زندگی صندوقچه ی اسرار پرستو ها نیست
زندگی آسان است بی نهایت باید شد تا آن را یافت
زندگی ساده تر از امواج است پس بیا تا بپریم
و تا شبنم آرامش صبح تا صدای پر مرغان اقاقی بال و پرباز کنیم

 تا توانیم که ازاول آغاز کنیم و تا نهایت برو
دیدگاه ها (۲)

#کورد#کوردستان#پیشمرگه

پێکه‌نینی تۆ وه‌ک هه‌ورهفرمێسکی من وه‌ک بارانههه‌رگیز یه‌کتر...

#کورد#کوردستان#پیشمرگه

#کورد#کوردستان#پیشمرگه

#Repost orstu.ir منبع ——همه به همه‌چیز وصل‌اند... اما هنوز آ...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۴: «جنگ...

شاید آن روز که سهراب نوشت زندگی اجباری استدلش از غصه حزین بو...

#گجز_ایشقلی🌙 آتش‌بس اعلام کرده‌اند، ولی ما هنوز التیام نیافت...

خاطره دوره دانشجویی رضا کیانیان از دکتر بهشتی" دیدار با دکتر...

بدون باران هیچ چیزرشد نخواهد کردتو مجبوری... طوفان هایزندگی ...

براي بهتر زنگي كردن بايد اميدوار بود زيرا با اميد انسان زنده...

نوع شعر : شعرنوشاعر: گمنام خواب رؤیای فراموشیهاست خواب را در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط