روح بیمار طبیعت را – می فهمی

روح بیمار طبیعت را – می فهمی
در دیار خشک
در میان سایه های تیره – در زنجیر
مرگ را می بینی
گاه بی تابی
…گاه می خندی

عاشق باران که باشی
در اضطراب شب – به دنبال آغوش امنی می گردی
تا تن نازک تب زده ات را بسپاری به تنش
تا فراموش کنی

عاشق باران که باشی
منتظر می مانی
بر نگاه بی کلام پنجره – چشم می دوزی
شعر می خوانی
دیدگاه ها (۹)

.

هر وقت تو زندگی رسیدی به جاییکه یه در بزرگ با قفل داره، اصلا...

يكي هست تو قلبم كه هر شب واسه اون مي نويسماون خوابهنمیخوامبد...

تا بخوانی و بدانی چقدر جایت خالیست .تا بدانی که نبودنت آزارم...

روح بیمار طبیعت را – می فهمیدر دیار خشکدر میان سایه های تیره...

حال که تنها،تو می‌فهمی سکوتم را،تو می‌خوانی تپش‌های کج و رج‌...

حال که تنها،تو می‌فهمی سکوتم را،تو می‌خوانی تپش‌های کج و رج‌...

#خوش‌قلب‌جانم❤️#دلبر_جذابم😍#دلبر_دوستداشتنی‌جان💫😘حال که تنها...

حال که تنها، #تو می‌فهمی سکوتم را، #تو می‌خوانی تپش‌های کج و...

خداجان🌸🍃حال ڪه تنها،تو می‌فهمی سڪوتم را،تو می‌خوانی تپش‌های ...

دلخوشم  با نظم ِ  گیسویت  ،  پریشانی چرا ؟!من که مستم با نسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط