مهم نیست که شانه هایت تجسم است

مهم نیست که شانه هایت تجسم است
و آغوشت خیال!
همه ی یادت اینجاست
نگاهت...صدایت...خنده هایت...
دیگر چه میخواهم؟
هیچ!
دستانت را در دستهایم جا گذاشتی
نگاهت را در نگاهم
و خیالت را در خیالم...
و من آرامم...آرام تر از همیشه...!
#Eli
دیدگاه ها (۲)

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

تالار در سکوت فرو رفته بود.سوکونا روی تخت سنگی نشسته بود و ب...

وقتی والیبالیست بودی‌...¹کالیرا..ملقب به والیبالیست افسانه‌ا...

فیک : بین راندها

از دشمنان تا عاشقان

╔════════════════════════════╗پارت ۱۱۱ | «یک قدم نزدیک‌تر......

✦ اولین گناه ✦فصل چهلم: تا ابد---حسودی.لعنتی. حسودی.به بچه‌ه...

پارت: 27 (بخش1) **زاویه دید: زین**هوای رختکن بعد از تمرین مث...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣9️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣتو تکان نخوردی. لب‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط