امروز که فلک سر جدایی را افکندی

امروز که فلک سر جدایی را افکندی
پیغام به کاغذ است و دیدار
به خواب🥀
ای دوست تو مرا به خود یار بگیر
تابوت مرا ز چوب شمشاد بگیر
آتش زدی همین طلای بیچاره ای ظار
از یاد او صد خبر دار بگیر🍃🕊️
دیدگاه ها (۰)

ای دوست من که به کوی تو رسیدممشکل پا از کوی تو پس کشیدنمشکل ...

این دشت دراز و کاروان بینی که می گذرددریا هرچه بزرگ و زیباست...

از درد دلم خبر ندارد حتا دریااین ارز مرا به نزد حضرتی نبرید🍃

آنکه از همه بدتر بود زخم تو بودسر به بیابان زدیم از دست خواه...

وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی تا با تو بگویم غم شب های جدا...

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدمدولت عشق آمد و من دولت پا...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 به که باید دل بست به که باید دل بست؟ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط