نادر صاحبقران» که با سه نوبت چاپ، رکورد نشر کتابهای تاریخ

نادر صاحبقران» که با سه نوبت چاپ، رکورد نشر کتابهای تاریخی در چند سال اخیر در اختیار دارد را خوانده اند.
تمام اسناد و گفتگوهای میدانی با صاحبان خرد و آگاهی بدون هیچ تردیدی دلالت بر کرد بودن نادرشاه دارد که از سرزمین دلاورخیز درگز پس از اینکه از اسارت چندین ساله ترکمانان فرار کرد و به ابیورد و درگز و قوچان برگشت، با همت میهن پرستان مسوولیت پذیر و مردان دلیر و شمشیرزن شمال خراسان، اسباب استقلال ایران از هم پاشیده شده را فراهم ساخت و ما در کرد بودن او هیچ شک و تردیدی نداریم. با اینکه برخی نویسندگان ترک که کاری جز تحریف تاریخ ایران نداشته و ندارند، نادر را بر خلاف تمام اصول اخلاقی و وفرهنگی، ترکمن معرفی کرده اند ولی نگفته اند که اگر وی ترکمن بود چرا ترکمن ها او را از میان کوچ گله داران کرد دزدیده و در بازار برده فروشان خیوه به فروش رساندند؟

آیا باید برای به قدرت رساندن یک نادر جوان فرار کرده از اسارت ترکمنها، ترکمن دیگری هم می بوده که لااقل به او کمک کند یا اسب او را تیمار نماید؟ نامی به میان نمی آورند.

اخیرا دو نفر از دوستان ترک ما که پیرو مکتب آقای دکتر هیأت ناشر مجله ترکی اورلیق هستند و نه تنها تمام ایران بلکه خاورمیانه را هم سرزمین ترک میدانند و برای هیچکدام از اقوام دیگر هم حرمتی قائل نیستند، همواره سنگ اندازی و مغالطه کاری می نمایند که حقیر را از نوشتن واقعیات تاریخی و فرهنگی بازدارند. آقایانی ظاهرا بنام های مرادی و شیروانلی!

اینان منکر طایفه معتبر کرد افشار هستند که در چند روستای خراسان زندگی می نمایند و هنوز برخی هم کوچ نشین اند و در درگز به سر می برند. مرا متهم می کنند که نام افشار یا هفشار که برگرفته از نام « هفت شهر» پایتخت اشکانیان و ساسانیان کردتبار است که رومیان آنرا تیسفون و اعراب مداین می نامیدند، ساخته و پرداخته ذهن نگارنده می باشد. در حالیکه این دوستان اگر مطالعه تاریخی داشتند و یا حداقل کتاب « شهربانو شاهزاده خانم ساسانی» را خوانده بودند، می دیدند که آقای رحیم زاده صفوی ده ها سال پیش از من نام مداین را هفت شهر نوشته و گفته است:

« کنار دجله مردم هفت شهر و مرکز آنها تیسفون به خواب خوش رفته بودند …. که سپاهیان عرب به پایتخت حمله کردند». شهربانو. رحیم زاده صفوی. صفحات ۱۷ و ۲۱

وقتی اشتباهات فاحش املایی ایشان را یادآوری می کنم، پاسخ می دهند از دشمنی آن اشتباهات را روی وبلاگ من نهاده اند. حالا نیز نوشته اند: ابن سینا دانشمند معروف ایران ترک بوده. بابک خرمدین ترک بوده، مولانا جلال الدین ترک بوده و کوراوغلی یا کورداوغلی ترک بوده و غیره!

حال باید چه پاسخ داد به اینان؟ از دوستانم خواهش میکنم در پاسخ ایشان راه خاموشی پیش گیرند که چاره ای جز آن نیست. امیدوارم هر دو سو رعایت حرمت قلم و گفتار خود را بنمایند و مباحثه را به مجادله و خشونت و اهانت و تحقیر نکشانند که در شأن مردم بافرهنگ ایران اسلامی نمی باشد و باید اخلاق نیک را سرچشمه کار قرار داد.

والسلام. من در پاسخ این دوستان مغالطه کار ره خاموشی برمی گزینم. دوستانم نیز خموشی را برمی گزیننند.

چاوکانی : کلیم الله توحدی – درباره تاریخ و فرهنگ و موسیقی کرمانجی- آشنایی با استاد کلیم الله توحدی-مورخ

http://www.tavahodi.blogfa.com/post-37.aspx

***
دیدگاه ها (۱۱)

این متن روتوفایل اقای کوروش دیدم وبرام جالب بودوبااجازه ش کپ...

«کُردستانِ عراق» یا «کُردستان» و «عراق» ؟ در هفته‌های گذشت...

مدعیان فرهنگ بیان وسط............ بعد از جنگ یکم خلیج در سا...

اینم حرف اخرم برای دوستانی که میگوینددرویسگون هم تجزیه طلب پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط