پارت 10

پارت 10
دیگه آب داشت به پاهای جی هوپ میرسید که یه دفعه آب یخ زد
با بهت به شوگا نگاه کردم
دستاش سمت آب بود و هوفی کشید
شوگا:هوففففف
چه یونگ:ممنون....شوگا....ممنونننن....
شوگا:باشه آجی فقط خفم کردی
آجی؟؟؟چه یونگ آجی شوگا بود؟؟؟؟ آها حالا فهمیدم بخاطر اینه که اینقدر شبیه همن
جی هوپ:آخیش پ....داقعا دارم از خوشحالی بال در میارم،حرکت خوب و بجایی بود
شوگا:باشه دیگه بهتره بریم بخوابیم
چه یونگ اوکی
بعد جی هوپ و چه یونگ به سمت اتاق رفتن و درو بستن

(بچه ها از این قسمت به بعدش بد جوری جر خوردم)
من و شوگا هم میخواستیم بخوابیم
شوگا اونور دراز کشید منم این ور قبل از اینکه پتو رو روی خودمون صدای جیغ چه یونگ
منو شوگا یه دفعه ترسیدیم
+ش...شوگا...چه یونگ و جی هوپ چکار دارن میکنن؟؟؟
شوگا:منظورت این نیست که....
+منظورم همونه نکنه....
شوگا:باید مطمعا بشین....چه یونگ که قبلا سکس نداشته
+جی هوپم
شوگا:پس...آروم بیا دنبالم دنبالش رفتم آروم آروم روی نوک پا راه رفتیم که رسیدیم به در سرمونو و گذاشتیم رو در تا صدا هارو بشنویم
چه یونگ:وای....پاره شد......آههههه.....درد میکنه
جی هوپ:آرو باش و بخواب روی تخت و بخورش
چه یونگ:ولی بدم میاد
جی هوپ مجبوری بخوری
بعدش منو شوگا تو حالت شوک به هم نگاه میکردیم
+اینجوری نمیشه باید ببینیم....اون چه یونگ خر این بلارو سر هوپ اورد و گرنه هوپ حتی از این چیزا خوشش نمیومد
شوگا:اول اینکه در مورد دختر عموم درست حرف بزن...دوم اینکه چه ربطی داره شاید هوپم دلش میخواسته
+حالا هرچی باید بفهمیم...یک...دو....سه
منو شوگا باهم درو باز کردیم
متعجب داشتین نگاهشون میکردیم
چه یونگ روی تخت دراز کشیده بود و جی هوپ یه قاشق شربت جلوی دهنش گرفته بود
چه یونگ:متونم ببپرسم چکار میکنین
جی هوپ:ا/ت بگو؟؟؟؟
+خب راستش ما صدای چه یونگ و شنیدیم و چون منو شوگا خیلی منحرفیم فکرای بد کردیم
شوگا:ولی انصافا چرا میگفتی پاره شد یا ناله میکردی
جی هوپ:نه خیر شما آدم بشو نیستین.....بابا چه یونگ یه موش دید اینقدر جیغ زد گلوش درد گرفت و بعدش میگفت پاره شد منظورش گلوش بود نه یه جای دیگه بعدشم شما دردتون میاد ناله نمیکنین
+خب...معذرت میخوایم...
شوگا:راست می...گه
چه یونگ:باشه فقط بزار بخوابیم
بعدش درو بستم و به سمت اتاقمون حرکت کردیم
شوگا:خدایا چقدر منحرفیم
+خیلیییی
بعدش دوباره هر کدوممون توی جای خودمون خوابیدیم......


بچع ها من خودم عاشق این پارت شدم😂😂😂
چطور بود.؟؟
دیدگاه ها (۴)

پارت 11فردا صبح شده بود از جام بیدار شدمشوگا هنوز خوابیده بو...

پارت 12چه یونگ شروع کرد به نفس کشیدنولی بعد کمی چشماش آروم ب...

پارت 9همه اومدن و به تابلو نگاه کردندیدم چه یونگ با تردید به...

پارت 8معلم:و نکته دیگه اینکه،شما دیگه به مدرسه نمیاین و تو ا...

سربازی ۱۲

#بهترین_حس #پارت_7 از زبون چویا: از بابام متنفرم...باید قبول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط