کفش کودک را دریابرد کودک روی ساحل نوشت :دریای دزد… آن طرف

کفش کودک را دریابرد کودک روی ساحل نوشت :دریای دزد… آن طرفتر مردی که صیدخوبی داشت روی ماسه ها نوشت :دریای سخاوتمند… موجی آمد و نوشته ها را شست… دریا آرام گفت :از قضاوت نهراس اگر میخواهی دریا باشی..
دیدگاه ها (۱)

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟓 | دریاچند ماه بعد، بهار از راه رسید.ا/ت بالاخره تصمیم...

پارت ۳

فاصله یک لبخند تا جنون

چند پارتی پارت آخرآبِ یخ، مثل هزاران سوزنِ تیز، پوستِ جونگکو...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️ایوان پرسید:«چی شده؟»پاندورا به تصویر خیره...

فاصله یک لبخند تا جنون

داستان عاشقانه جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط