دیگر تو را میان غزل گم نمی کنم

دیگر تو را میان غزل گم نمی کنم
تا دارمت نگاه به مردم نمی کنم

در گیر و دار تلخ رسیدن به عشق
حتی به جان خویش ترحم نمی کنم

این فصل پا به ماه غمی ژرف گونه بود
هرگز به این بهار تبسم نمی کنم

من در بهشت عشق تو آدم شدم، ولی
خود را خراب خوردن گندم نمی کنم
ای بهترین بهانه برای نمردنم
دیگر تو را میان غزل گم نمی کنم 💫
❣ 🍁 🍂 🍁 🍂 🍁 🍂 🍁 🍂 🍁 🍂 🍁 🍂 🍁 🍂 🍁 🍂 🍁
دیدگاه ها (۱)

بی وفا خاطر شیرین تو بیمارم کردبی هدف رهروی این کوچه و بازار...

تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببردحیف باشد که تو باشی و مرا غم ...

مهربانی خواندم از طرز نگاهت بارهادوستت دارم عزیزم با همین مع...

‏یه بارموقع خداحافظی یکی بجای تعارفات معمول وآرزوی موفقیت،به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط