سر شارم از آن لحظه که غمخوار تو هستم

سر شارم از آن لحظه که غمخوار تو هستم
از عشق تو تب کردم و بیمار تو هستم
گویند که مغرورم و از عشق تو بی تاب
ای کاش بدانند که من یار تو هستم
من امنترین جای دلم را به تو دادم
عمریست که من محرم اسرار تو هستم
تا سایه ی تو کم نشود از سرم ای دوست
همواره در آن سایه ی دیوار تو هستم
هر چند که زیبایی تو شهره ی شهر است
سوگند به خال تو ، خریدار تو هستم
دیدار صمیمانه ی تو مایه ی فخر است
من منتظر لحظه ی دیدار تو هستم
آغوش تو داریست که قاضی به من آموخت
خوشحالم از آن حکم ، که بر دار تو هستم
دیدگاه ها (۱۹)

یک نفر هرشب درونم با تو دعوا می کند عقده ی دلتنگیِ بعد از تو...

گل من اخم نکن، اخم تـو پایان من استغم تـو خاتمه ی چشمه ی بار...

‌"نازنینم عشق را نذر نگاهت کرده ام ماه را قربانی چشم سیاهت ک...

به جان هر چه شقایق که بی تو مردابمدر این حصار پر از غم نمیبر...

ای ماهترین من ، .. ای از همگان خوشتر ...آن چشم خمار تو بر ای...

پارت 107

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط