حکایت رفاقت من باتوحکایت "قهوه"ایست که امروز به یاد توتلخ

حکایت رفاقت من باتوحکایت "قهوه"ایست که امروز به یاد توتلخ تلخ نوشیدم..... که باهرجرعه اش بسیاراندیشیدم،این طعم رادوست دارم یانه؟! وآنقدر گیرکردم بین دوست داشتن ونداشتنت که انتظار تمام شدنش رانداشتم! وتمام که شدفهمیدم بازهم قهوه میخواهم..... حتی تلخ تلخ تلخ.
Nafas
دیدگاه ها (۵)

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

حکايت رفاقت من وتو…حکايت قهوه ايست که امروز به ياد تو تلخ تل...

حکایت رفاقت من با تو حکایت قهوه ایست ،که امروزتلخ تلخ نوشیدم...

حکایت رفاقت؛حکایت قهوه ایست که بیادت تلخ نوشیدم وباهرجرعه اش...

. حکایت رفاقت من و تو ...حکایت قهوه ایست ... که امروز به یاد...

بیاد تو تلخ نوشیدمکه با هر جرعه اندیشیدمکه این طعم را دوست د...

. حکایت رفاقت من و تو،
حکایت قهوه ایست که امروز به یاد تو تل...

حکایت رفاقت من با تو،حکایت قہوه ایست کہ امروز بہ یاد تو تلخ ...

حکایت رفاقت من و تو،
حکایت قهوه ایست که امروز به یاد تو تلخ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط