من و تو ، توی خیــابانی و باران... مثلأ

من و تو ، توی خیــابانی و باران... مثلأ
خلوتِ دنجـی و یک گوشۀ دالان... مثلأ

من و یک ، سیرتماشــای تو کردن ، آرام
بی سخن از لب و گیسوی پریشـان ، مثلأ
تو به من، فکرنکن... من به لبت فکـرکنم
فکر بدنیست که... نه بیشــتر ازآن ، مثـلأ

تو بگویی که چه عطری زده ای جان عسل
من بگویم نَفَست ، قمصــرکاشـان ... مثـلأ

تو بپرسی : چه کسی توی خیـــالت داری؟
من بگویم:"تو"؛ کسی نیست به قرآن،مثلأ
بغض کردم که مگـر می شــود آیا روزی
من و تو، توی خیـابانی و باران ، مثـــــلأ؟
دیدگاه ها (۶)

من و تو ، توی خیــابانی و باران... مثلأ خلوتِ دنجـی و یک گوش...

من و تو ، توی خیــابانی و باران... مثلأ خلوتِ دنجـی و یک گوش...

من و تو ، توی خیــابانی و باران... مثلأمن و تو ، توی خیــابا...

من و تو ، توی خیابانی و باران... مثلأ خلوتِ دنجی و یک گوشۀ د...

.من و تو ، توی خیابانی و باران... مثلاخلوتِ دنجی و یک گوشۀ د...

من و تو ، توی خیابانی و باران... مثلاخلوتِ دنجی و یک گوشۀ دا...

من و تو ، توی خیــابانی و باران... مثلأ خلوتِ دنجـی و یک گوش...

من و تو توی خیابانی و باران مثلأ خلوتِ دنجی و یک گوشۀ دالان ...

من و تو توی خیابانی و باران مثلأ خلوتِ دنجی و یک گوشۀ دالان ...

من و تو توی خیابانی و باران مثلأ خلوتِ دنجی و یک گوشۀ دالان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط