سکوتت سرد و سنگین است ، من فریاد میخواهم

سکوتت سرد و سنگین است ، من فریاد میخواهم
همیشه رقص موهای تو را ، در باد میخواهم


تنت آرامش و لبهای سرخت ، با لبم درگیر
ببند آغوش خود را ، من در این ابعاد میخواهم


صدایم در گلو جا مانده بغضم را ، بگیر اما
نفسهای تنیده درهم ، آزاد میخواهم


تمام بوی عطرت را ، فرستادی در آغوشم
نگفتی میکشی من را ، تو را جلاد میخواهم


دلم تاول زده ، در انتظار بوسه ای آرام
به فریادم برس ، با بوسه ات امداد میخواهم


نگاهت را نگیر از من ، چرا دزدانه میخندی ؟!!
من آن لبخندهای موزی و شیاد میخواهم


تو جمعم کن ، هنوزم بی تو من فردم ، نگو بعدا
دو تا زوج کنار هم ، در این اعداد میخواهم


خیالت را نبر هر سو ، که چشمان خمارت رفت
میان دستهای آتشین ، رخداد میخواهم


بگو آن دوستت دارم ، که با تکرار میگفتی
همان ها را که از روی لبت ، افتاد میخواهم


نگاه تلخ من ، از بودنت انگار شیرین است 
وگرنه در نبودت ، طاقت فرهاد میخواهم
دیدگاه ها (۲)

برای کفشی که همیشه پایت را میزند...فرقی نمیکندتو راهت را درس...

کاش خطی بنویسی و دلم باز شودکاش اصلا برسی از در و آغاز شودعش...

ببار باران که دلتنگم....مثال مرده بی رنگم ببار باران کمی آرا...

کاش چون پاییز بودمکاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم.برگها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط