ای دل و جان عاشقان شیفتهٔ جمال تو

ای دل و جان عاشقان شیفتهٔ جمال تو
هوش و روان بی‌دلان سوختهٔ جلال تو
کام دل شکستگان دیدن توست هر زمان
راحت جان خستگان یافتن وصال تو
دست تهی به درگهت آمده‌ام امیدوار
روی نهاده بر درت منتظر نوال تو
خود به دو چشم من شبی خواب گذر نمی‌کند
ورنه به خواب دیدمی، بو که شبی وصال تو
من به غم تو قانعم، شاد به درد تو، از آنک
چیره بود به خون من دولت اتصال تو
تو به جمال شادمان، بی‌خبر از غمم دریغ!
من شده پایمال غم، از غم گوشمال تو
ناز ز حد بدر مبر، باز نگر که: در خور است
ناز تو را نیاز من، چشم مرا جمال تو
بسکه کشید ناز تو، مرد عراقی، ای دریغ!
چند کشد، تو خود بگو، خسته دلی دلال تو؟
دیدگاه ها (۰)

و چهل روز گذشت...💔*چهل روزه که تو از تهران رفته ای...چهل روز...

نسبت عشق بـه مـَننسبت جان است به تـنتو بگو من به تو مشتاق تر...

دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهتشبی سیاهم و در آرزوی طلعت م...

دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ...

غزلستان: فال روز چهارشنبه، ۸ اردیبهشت ۱۴۰۰ ای خونبهای نافه چین خاک راه تو خورشید سایه پرور طرف کلاه

ای خواب به جان تو زحمت ببری امشبوز بهر خدا زین جا اندرگذری ا...

میتوانم عشق را در چشم تو جاری کنم؟ ناز چشمت را به هر قیمت خر...

میتوانم عشق را در چشم تو جاری کنم؟ ناز چشمت را به هر قیمت خر...

❤ ️❤ ️🌹 🌹 ❤ ️❤ ️ به دو زلف یار دادم دل بیقرار خود راچه کنم س...

چشم و دل روشن نمودی بر جمال بی مثال بوسه های آتشین کردی ز من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط