یاهو

یا هو .

علی مرتضی .ساقی مستان .:::
ره ميخانه ام بنما كه با خود بر سر جنگم
در خُمخانه را بگشا كه بس بيمار و دلتنگم

تو تا دوري زمن ساقي،چنان مجنون و حيرانم
كه دل فرسوده از هجران،کجا ساز خوش آهنگم؟

سرشتي از ازل ما را به سوداي مِي و مُطرب
كه غوغا مي كند در دل هواي ساغر و چنگم

بيا ساقي، بيا ساقي ز سوداي وصال تو
اگر تيرم زني بر سر،وگر بر سر زني سنگم

ز هجر تو من اي ساقي،چنين بي جان همي گردم
گهي مست و گهي مدهوش،در اين ميدان همي گردم

تو را گویم که تنهایی دوای زخم هجرانی
وصالت را مگیر از من،پی درمان همی گردم

تو را گویم که شیدایی،که من شیدای حیرانم
در این بازار آشفته، پی ایمان همی گردم
بیا ساقی تو جانم ده،شراب ارغوانم ده
هوای کوی رندانم٬پی مستان همی گردم
دیدگاه ها (۱)

ره میخانه ام بنما که با خود بر سر جنگم در خُمخانه را بگش...

ای ... ای ساقی ای ساقی ره میخانه ام بنما که با خود در سر جنگ...

درویش ..علی مدد.............................در خُمخانه را بگ...

ای ... ای ساقی ای ساقی ره میخانه ام بنما که با خود در سر جنگ...

الله الله الله الله جل جلاله ............هو .تو را گویم که ش...

من غلام قمرم

بیا ای مونس جان‌های مستانببین اندیشه و سودای مستانبیا ای میر...

امد نو بهار طی شد هجر یارمطرب نی بزن,ساقی می بیارساقی می بیا...

امد نو بهار طی شد هجر یارمطرب نی بزن,ساقی می بیارساقی می بیا...

کمین نشسته دلم در هوای آغوشتگله نمیکنم از آنچه شد فراموشتدلم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط