بگو زخم صداهای تو در من را چه باید کرد ؟
بگو زخم صداهای تو در من را چه باید کرد ؟
که بعد از رفتنت گل های سوسن را چه باید کرد ؟
تو من را در میان خود رها کردی ، ندانستی
که سوزن های گم در بینِ خرمن را چه باید کرد ؟
من از سرکوبِ احساساتِ قلبم عاجزم دیگر
کلنگِ خسته از تخریبِ معدن را چه باید کرد؟
برای آدم افسرده راه چاره قطعا هست
قطارِ خسته از دنیای آهن را چه باید کرد ؟
من از بخت بدم مرگم مرا از یاد خود برده ست
درختِ رفته از یادِ تبرزن را چه باید کرد ؟
همه ایامِ قبل از سال نو را جشن می گیرند
ولی اسفندِ بعد از مرگِ بهمن را چه باید کرد؟
من از شب های بی فردای بی تو فوبیا دارم
بگو بی خوابیِ یک ماهِ یک زن را چه باید کرد ؟
تمام لحظه ها را بی تو حاشا می کنم ، اما
بگو که خاطراتِ با تو بودن را چه باید کرد ....؟
که بعد از رفتنت گل های سوسن را چه باید کرد ؟
تو من را در میان خود رها کردی ، ندانستی
که سوزن های گم در بینِ خرمن را چه باید کرد ؟
من از سرکوبِ احساساتِ قلبم عاجزم دیگر
کلنگِ خسته از تخریبِ معدن را چه باید کرد؟
برای آدم افسرده راه چاره قطعا هست
قطارِ خسته از دنیای آهن را چه باید کرد ؟
من از بخت بدم مرگم مرا از یاد خود برده ست
درختِ رفته از یادِ تبرزن را چه باید کرد ؟
همه ایامِ قبل از سال نو را جشن می گیرند
ولی اسفندِ بعد از مرگِ بهمن را چه باید کرد؟
من از شب های بی فردای بی تو فوبیا دارم
بگو بی خوابیِ یک ماهِ یک زن را چه باید کرد ؟
تمام لحظه ها را بی تو حاشا می کنم ، اما
بگو که خاطراتِ با تو بودن را چه باید کرد ....؟
- ۴۱۲
- ۲۹ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط