نه از خندیدنم خندان نه از رنجیدنم غمگین

نه از خندیدنم خندان نه از رنجیدنم غمگین
مرا نادیده می‌گیرد چه دردی بیشتر از این؟
خدا عمرت دهد، آهسته این را گفت و ترکم کرد
نفهمیدم که با حرفش دعایم کرد یا نفرین
گمان کن روی آتش چند خرمن پنبه بگذارند
نشد بر داغ عشقش حرف‌های دیگران تسکین
تو ای دنیا چه مکر تازه‌ای در چنته‌ات داری؟
فریبت را نخواهم خورد بدسیمای خوش تزئین !
نفهمیدم چه‌ها دیدم، نمی‌دانم چه خواهم دید
تمام زندگی خواب است! خوابی مبهم و سنگین
دیدگاه ها (۴۷)

شوری نه‌چنان گرفت ما راکز دست توان گرفت ما راهر گه بتو عرض ح...

هم کوچ ابرهای زمستانی ام ،نرو حالا که با تو گرم غزل خوانی ام...

خنده ی روی لبت خاطره ساز است، بخندچهره ات با نمک خنده چه ناز...

عاشقش بودم و مهرش به دلم پنهان بودگاه گاهی نظرش در دل من مهم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط