خواب کیونگ

"خواب کیونگ"
کیونگ حالا آرام خوابیده بود بدون هیچ علائمی و این برای هانول خوشحال کننده بود.وارد خواب کیونگ شدم:محیطی سیاه بود پر از موجود ها شیطانی،کیونگ جلوتر از من بود یه گوشه پنهان شدم تا متوجه حضورم نشه.صدایی همه فضا رو پر کرد:"کیونگ میدونی برای چی متولد شدی؟تو یه ماموریت خاص داری!که باید انجام بدی....."
"تو کی هستی؟اگه انجام ندم؟"
من خدای شیاطین هستم و تو از موجودات من هستی اگه کاری که میخوامو نکنی میمیری...""
"پس تو میتونی جون منو بگیری؟انجامش بده...دیگه لزومی برای زنده موندن نیست
خفه شو احمق!تو باید ملکه آسمانی رو بکشی قدرشو بهت میدم تو در اختیار منی فقط باید....""
""ملکه آسمانی دیگه کیه؟من کسی رو نمیکشم.....چه کاری میخوای با من بکنی؟
"دوست داری بدونی که سرا رو برد؟ملکه آسمانی اونو کشت!"
"داری دروغ میگی!سرا زنده است"
"میدونی؟نصف قلبت پر شده از قدرت اون قبل مردنش همه رو بهت داد بعد مرد برای کشتن قاتلش باید این نیرو رو کامال نابود کنیم تا قلبتو پر از نور شیطانی کنم..."
کیونگ نمیتونست باورکنه من مردم.دشمنم دقیقا روبه روم بود وداشت برای کشتنم از نقطه ضعفم(کیونگ)استفاده میکرد
"دیگه کافیه"همین که فریاد زدم اون صدا نابود شد.کیونگ داشت میلرزید حتی نمیتونست بگرده عقب و صدا رو دنبال کنه فقط آهسته زمزمه کرد:"سرا؟"جلوش ظاهر شدم:"ملکه آسمانی منم حالا باز هم میخوای بکشیش؟"کیونگ خودشو تو بغلم جا کرد"سرا نرو..از پیشم نرو...نمیتونم تحمل کنم"خودمو عقب کشیدم کیونک رو زمین افتاد"کیونگ باهاش بجنگ اگه نروی شیطانی رو نابود نکنی خودم نابودش میکنم....."وبعد....
دیدگاه ها (۰)

"بازگشت کیونگ و جنگ جدید"کیونگ از خواب پرید.هانول با طلمس ها...

"قلب سرد یوشین"نمیتونستم وایستم و سکوت رو تماشا کنم پس فریاد...

"ملکه جدید"سایه ها دور میهو جمع شدند."ملکه مادرخدمتیم"میهو ت...

"راز"طلسم هانول به تنهایی کافی نبود.پس مجبور شدم برای کیونگ ...

"انتخابِ میهو"میهو بین دو دوستش گیر کرده:حقایق را به کیونگ ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط