سالها پیش ..... روزی در کلاس....... زنگ انشاء ......

سالها پیش ..... روزی در کلاس....... زنگ انشاء ......


"من می خواهم در آینده شهید بشوم برای اینکه..." 

معلم که خنده اش گرفته بود پرید وسط حرف علی و گفت: 

"ببین علی جان موضوع انشا این بود که در آینده می خواین چه کاره بشین، باید در مورد یه شغل یا کار توضیح می دادی... ...

مثلا پدر خودت چه کاره ست؟ "


" خانم اجازه...شــهــــیــد..."

برای سلامتی تمام مدافعان حرم صلوات

#اللهم-صل-علی-محمد-وال-محمد-وعجل-فرجهم
#شهدا
#مدافع-حرم
دیدگاه ها (۳)

شهید خرازی: سخنِ «بیهوده می‌جنگید» را خطاب به امام حسین (ع) ...

لطفا این عکس رو پخش کنید.قبلش نیت کنید توسط شهید حاجت روا شو...

برای شروع هرکاری چه فرهنگی وچه جهادی وتبیین باید اول از خود...

برای شروع هرکاری چه فرهنگی وچه جهادی وتبیین باید اول از خود...

«یکی از آشنایان،خوابِ شهیـد احمد پلارکرو دید . وقتی ازش تقاض...

🔻چقدر جای حاج قاسم خالیه...دیروز ۱۶ مرداد سالروز ‌اسارت شهید...

«مرا پایینِ پای شهید شوشتری دفن کنید؛من سربازِ شهید شوشتری‌ا...

حرامیان قلبی را که لبریز از عشق سید الشهداء بود زنده زنده در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط