قربون مامانیم برم ازصبح که ازخواب بیدارشدم گفته توروزه ای

قربون مامانیم برم ازصبح که ازخواب بیدارشدم گفته توروزه ای هیچ کاری نمیخوادبکنی.بعدرفته بیرون وبرگشته باکلی سبزی.سبزی آش.سبزی خورشت.سبزی خوردن.سبزی کلم پلو.ریخته جلومن.گفته مامان بشین پاک کن.ازساعت10تاهمین الان16:58دقیقه هست همه روپاک کردم شستم خوردکردم.فقط مونده این.تازه من هیچ کاری نمیخواستم بکنما.ههههههههه.
دیدگاه ها (۱۰)

🍞☕️ صبحانه ام،یک فنجان ، چای بهارنارنج استکمی از تو!🍂🌸وقتی ،...

تو یکی از وبینارهای مملکت بین یه دختر به اسم "پرنیان" که پزش...

فکت باشه?!

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

isfad ;)!

ولی رویا به مظلومانه ترین حالت ممکن از دنیا رفت ;)!

بلاخره :)))

دنیز دوست واقعی آراسه واقعا..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط