پیش تو بسی از همه کس خوارترم من

پیش تو بسی از همه کس خوارترم من

زان روی که از جمله گرفتارترم من

روزی که نماند دگری بر سر کویت

دانی که ز اغیار وفادار ترم من

بر بی کسی من نگر و چاره من کن

زان کز همه کس، بی کس و بی‌یارترم من

بیداد کنی پیشه و چون از تو کنم داد

زارم بکشی کز که ستمکارترم من

وحشی به طبیب من بیچاره که گوید

کامروز ز دیروز بسی زارترم من...

#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

الهی سینه‌ای ده آتش افروزدر آن سینه دلی وان دل همه سوزهر آن ...

تا در ره عشق آشنای تو شدمبا صد غم و درد مبتلای تو شدملیلی‌وش...

منع مهر غیر نتوان کرد یار خویش راهر که باشد، دوست دارد دوستا...

نبود طلوع از برج ما، آن ماه مهر افروز راتغییر طالع چون کنم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط